تبلیغات
Google

موج وبلاگی دوست شهیدت کیه !؟

تـ ع ـجیل | TaaJiL ( گروه سایبری و امر به معروف تعجیل ) - مطالب افسران نویسنده
taajil
عضویت در خبرنامه
با عضویت در گروه تعجیل, روزانه جدیدترین مطالب ارزشی برای شما ایمیل خواهد شد
اکنون به صفحه ای هدایت می شوید که باید کد امنیتی را وارد نمایید و در آخر بر روی لینکی که به ایمیل شما ارسال می شود کلیک کنید. با تشکر

~-~-~-~-~-~-~-~-~-~
همچنین، با وارد کردن ایمیل دوستان خود, آخرین مطالب ارزشی-مهدوی را به آنها هدیه خواهید داد.
~-~-~-~-~-~-~-~

number of Taajil.ir Feed Readers
همراهان تـ ع ـجیل

صدای میقات عمارنامه
ثامن تـــم
معببر سایبری فندرسک سنگر سایبری
ضد شیطان پرستی طرح بیعت منتظران با امام زمان (ع)
شیعه عاشق  آل کسا
 ورزشی پزشکی نماز torkaman
چتر حجاب
شهید تورجی زاده
javanskin
محض رضا
سربداران
پایگاه فرهنگی دختر چادری
پایگاه اینترنتی شهید احمدی روشن

تبادل لـــوگو
بانیان تعجیل
گروه سایبری مهندس میرزابیگی
گوگل پیج رنک  


مرکز پایگاههای مرجع شهیدان
گوگل پیج رنک  


 مقتدر مظلوم
گوگل پیج رنک  


 نماز
گوگل پیج رنک  


 ولایت خامنه ای حفظه الله
گوگل پیج رنک  


 امام منجی
گوگل پیج رنک  


 مهدی بیا
گوگل پیج رنک  


 مقر افسران جنگ سایبری
گوگل پیج رنک  

نویسنده مطلب :   افسران نویسنده          
--------------------------------------------------↓

بسم الله...

این شهید محمدرضا تورجی زاده است...                    

ازبچه های اصفهان که در دوران دفاع ؛جانانه جنگیده.

با صدای گرم و ملکوتیش روضه می خوانده و رزمندگان را مست اهل الله می کرده...

فرمانده گردان یازهرا سلام الله علیها...

که به طور معجزه واری در یکی از عملیات ها از ناحیه پهلو و بازو مجروح می شود و همانند مادرسادات به شهادت می رسد...

اما بعد از پرواز خود، رسالتی دیگر را برعهده گرفته است...

تورجی زاده در اصفهان معروف به مشکل گشا است.

یعنی هرکسی که مشکل دارد برسر مزار او میرود و توسلی به او می کند وبه راحتی مشکلش حل می شود...

اما بیشتر مشکلاتی را که برطرف ساخته در بحث ازدواج بوده...

عصرهای پنج شنبه در گلستان شهدای اصفهان ،زوج ها ی موفقِ فراوانی برای فاتحه بر سر مزار این بزرگمرد می آیند...

چون یا آن ها را بهم رسانده ویا مشکل ازدواجشان را رافع شده است...

پس بنده به نظرم آمد  این شهید عزیز و ملکوتی را به شما دوستان معرفی کنم تا اگر مشکل ازدواج یا هر نوع مشکل دیگری دارید

به او توسلی کنید که ان شاالله شاهد برکات آن خواهید بود...

شادی روحش صلوات


....................................................................................

راجب این شهید بزرگوار کتابی به نام یازهرا به نشر موسسه شهید هادی چاپ شده است که برای اشنایی بیشتر رجوع شود.

http://www.beshartechagho.blogfa.com/post-49.aspx

....................................................................................






نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :

نویسنده مطلب :   افسران نویسنده          
--------------------------------------------------↓

 نامه سرگشاده هاشمی به رهبر انقلاب در همان روزهایی که آتش فتنه ریشه می دواند با

سخنان عفت هاشمی رفسنجانی همراه شد تا از انذار نوبت به تحریک برسد و برخی فرزندان رییس مجمع نیز خود را به جمع اردوکشی های خیابانی برسانند.

به گزارش رجانیوز هاشمی آن روز نوشت:«بر فرض اینکه اینجانب صبورانه به مشی گذشته ادامه دهم، بی‌شک بخشی از مردم و احزاب و جریانها این وضع را بیش از این بر نمی‌تابند و آتش‌فشانهایی که از درون سینه‌های سوزان تغذیه می‌شوند، در جامعه شکل خواهد گرفت که نمونه‌های آن را در اجتماعات انتخاباتی در میدانها، خیابانها و دانشگاهها مشاهده می‌کنیم.»

رییس مجمع تشخیص آن روز از خود و رهبری در کنار هم و با عنوان بازمانده های انقلاب یاد کرد و با صراحت و در مقام انذار نوشت:«اکنون که امام راحل (ره) آن پیر فرزانه و حلّال مشکلات و ملجاء همه و یار صبور و دیرینه هر دوی ما آیت‌الله شهید مظلوم دکتر بهشتی و بسیاری از همسنگران قدیم که یا به فیض عظمای شهادت رسیدند و یا به دیار باقی شتافتند؛ در بین ما حضور ندارند، شما مانده‌اید و من و معدودی از یاران و همفکران قدیم. از جناب‌عالی با توجه به مقام و مسئولیت و شخصیت‌تان انتظار است برای حل این مشکل و برای رفع فتنه‌های خطرناک و خاموش کردن آتشی که هم اکنون دودش در فضا قابل مشاهده است، هرگونه که صلاح می‌دانید اقدام مؤثری بنمایید و مانع شعله‌ورتر شدن این آتش در جریان انتخابات و پس از آن شوید.»

این نامه نگاری های پر معنا البته تنها به بازه زمانی این انتخابات محدود نبوده و نیست. همچنان که شاهد بودیم سایت هاشمی رفسنجانی نامه ای را به قلم او خطاب به امام راحل منتشر کرد که نشان می داد هاشمی حتی نسبت به امام نیز مراعات برخی امور را نمی کرده است. اگرچه بازنشر این نامه در آن برهه زمانی خود پرمعنا بود، اما محتوای آن تداعی نامه نگاری تند روزهای انتخابات را می نمود که این بار خطاب به امام عظیم الشأن رقم خورده است.

ماجرا به سال 59 برمی گردد. در همان روزها که امام مصالح کشور را می دید، هاشمی دست به قلم شد تا نامه بنویسد. نامه چنین شروع می شد:

«بسم‌الله‌الرحمن‌الرحیم

امام و رهبر و مرجع تقلید عزیز و معظم

به نظر می‌رسد در ملاقاتهای معمولی، به خاطر کارهای زیاد و خستگی جنابعالی، فرصت کافی برای طرح و بحث مطالبی اساسی که داریم به دست نمی‌آید، ناچار چیزهائی که تذکرش را وظیفه تشخیص می‌دهم تحت عنوان:"النصیحه لائمه المؤمنین" در این نامه بنویسم؛ خواهش می‌کنم توجه فرمائید و در ملاقات بعدی جواب لطف کنید.»

آن روزها نیز هاشمی بر مشی عملی امام خرده گرفت و از آنچه سکوت و کلی گویی می نامید انتقاد کرد. هاشمی البته اعتراف کرد که نظرات امام را با تعدیل اجرا می کرده است؛ اما شاید نسبت به اینکه امام هزینه اجرای نظراتش را نمی پرداخت، بدین معنا که در مقابل مخالفان به دفاع علنی از این سیاست ها رو نمی آورد، انتقادهای جدی داشت. هاشمی حتی در نامه خود به امام از واژه "آسایش طلبی" هم استفاده کرد!

او در این نامه با تندی نوشت:«خود شما می‌دانید که موضع نسبتاً سخت مکتبی امروز ما، دنباله نظرات قاطع شما از اول انقلاب تا به امروز است، بعد از پیروزی معمولاً ما مسامحه‌هائی در اینگونه موارد داشتیم و جنابعالی مخالف بودید، اما نظرات شما را با تعدیلهائی اجرا می‌کردیم؛ شما اجازه ورود افراد تارک‌الصلوة یا متظاهر به فسق را در کارهای مهم نمی‌دادید، شما روزنامه آیندگان و ... تحریم می‌کردید، شما از حضور زنان بی‌حجاب در ادارات مانع بودید، شما از وجود موسیقی و زن بی‌حجاب در رادیو تلویزیون جلوگیری می‌کردید؟ همین‌ها موارد اختلاف ما با آنها است. آیا رواست که به خاطر اجرای نظرات جنابعالی ما درگیر باشیم و متهم و جنابعالی در مقابل اینها موضع بی‌طرف بگیرید؟ آیا بی‌خط بودن و آسایش طلبی را می‌پسندید؟»

هاشمی می گفت:«تحمل ابهام در نظر رهبر برایمان مشکل است.» هاشمی حتی به خاطر عدم حمایت امام از حزب جمهوری هم گلایه داشت:«ما "حزب جمهوری اسلامی" را با مشورت با شخص جنابعالی و گرفتن قول مساعدت و تأیید غیر مستقیم –من شخصاً در مدرسه علوی با شما در این باره مذاکره کردم- تأسیس کردیم و با توجه به اینکه قانون اساسی، تعداد احزاب را پذیرفته فکر می‌کنیم یک حزب اسلامی قوی برای تداوم انقلاب و حکومت اسلامی ضرورت دارد و جنابعالی هم روزهای اول در تهران و قم مکرراً تأیید فرمودید –ممکن است فعلاً فراموش کرده باشید- و اکنون اعتبار حزب از نفوذ شما تغذیه می‌شود –غیر مستقیم- ولی رنگ حمایت از روزهای اول کمتر شده. میل داریم لااقل در جلسات خصوصی نظر صریحی بفرمائید. اگر مایلید ما حزب را کنار بگذاریم، ما را قانع کنید و اگر لازم می‌دانید که حزب بماند باید جور دیگری عمل بشود و اگر همین‌گونه که عمل می‌فرمائید، مصلحت است ما را قانع کنید تا ما هم دوستان حزبی را قانع کنیم.»

هاشمی حتی از این خطاب های تند هم پا را فراتر گذاشت و از تحت تأثیر دیگران قرار گرفتن امام ابراز نگرانی کرد:«گاهی به ذهنم خطور می‌کند که تبلیغات و ادعاهای دیگران شما را تحت تأثیر قرار داده و قاطعیت و صراحت لازم را –که از ویژگیهای شما در هدایت انقلاب بوده- در موارد فوق‌الذکر ضعیف‌تر از گذشته نشان می‌دهید، بسیاری از مردم هم متحیریند که چرا امام قاطع و صریح در این مسائل سرنوشت‌ساز صراحت ندارد.»

آن روزها امام هشدارهایشان مشابه هشدارهای امروز رهبر انقلاب بود. اگر طی روزهای بعد از انتخابات دهم رهبر انقلاب مدام با مدارا نسبت به جریان فتنه و چهره هایی چون میرحسین موسوی پیش رفتند و البته در هر سکوی زمانی هشدار دادند و حجت را تمام کردند، آن روزها نیز با توجه به شرایط جنگی کشور، امام مدام به بنی صدر هشدار می داد و در عین حال از همه می خواست تا در آن برهه زمانی که می رفت تا یأس دامن گیر جبهه ها شود، مایه امید مردم باشند.

امام می فرمود:«آنهایى كه اهل فكرند. اهل قلمند. آنهایى كه صالح‏اند. این صُلَحا باید بنشینند و در صدد این باشند كه امید بدهند به این جامعه. این مردم احتیاج به امید دارند. دیگران دارند اینها را ناامید مى‏كنند. دیگران مى‏گویند كه همه به هم ریختند اصلًا مملكتى نیست اینجا. مایى كه باید همه كوشش كنیم به اینكه نخیر، نظامى هست اینجا و این نظامى است كه بهتر از نظامهاى دیگرى است. كجا سراغ دارید شما یك نظامى را كه یك نفر بقّال هم آزاد بشود به اینكه به یك رئیس جمهور هرچه مى‏خواهد بگوید. به نخست وزیر هرچه مى‏خواهد بگوید. به رئیس مجلس هرچه مى‏خواهد بگوید. كجا شما همچو چیزى را دارید؟ خوب، شما سران ممالك دیگر را هم ببینید. كارهاى آنها را هم ببینید. معامله آنها را با ملت ببینید.»

در چنین شرایطی بود که هاشمی برای امام نامه نوشت. آن روزها هاشمی اگرچه منتقد بنی صدر هم بود، اما در روزهای بعد از انتخابات دهم این مواضع گاه همسوی مواضع سران فتنه یعنی جبهه مقابل انقلاب و کسانی که در قامت بنی صدری نو به میدان آمده بودند، تعریف شد. اگر هاشمی آن روزها نسبت به جریان مخالف نظام هشدار می داد، طی روزهای بعد از انتخابات با برخی از خانواده های زندانیان وقایع بعد از انتخابات هم دیدار کرد. این شاید تفاوت آن روز و امروز باشد؛ و البته نامه نگاری های تند وجه مشترک هر دو بازه زمانی.


1: متن كامل نامه به ولی امر مسلمین حضرت امام خمینی  در 25 بهمن 1359 :


بسم‌الله‌الرحمن‌الرحیم

امام و رهبر و مرجع تقلید عزیز و معظم

به نظر می‌رسد در ملاقاتهای معمولی، به خاطر کارهای زیاد و خستگی جنابعالی، فرصت کافی برای طرح و بحث مطالبی اساسی که داریم به دست نمی‌آید، ناچار چیزهائی که تذکرش را وظیفه تشخیص می‌دهم تحت عنوان: «النصیحه لائمه المؤمنین» در این نامه بنویسم؛ خواهش می‌کنم توجه فرمائید و در ملاقات بعدی جواب لطف کنید:

۱- یکسال پیش پس از انتخابات ریاست جمهوری نامه‌ای به خدمتتان نوشتیم که نسخه‌ای از آن ضمیمه این نامه است. شما در بیمارستان قلب بستری بودید و ملاحظه حال شما مانع تقدیم نامه گردید، خواهش دارم، اول نامه را ملاحظه نمائید و سپس این یکی را.

۲- احساس می‌کنم که روابط و ملاقاتهای ما با جنابعالی، صورت تشریفاتی به خود می‌گیرد و محدودیتهایی در طرح و بحث مطالب –من جمله خوف از اینکه جنابعالی موضع‌گیری سیاسی و رقابت تلقی کنید- به وجود آمده و من خائفم که این حالت خسارت بار باشد.

۳- تبلیغات متمرکز مخالفان –که از مقام رسمی و تریبونهای رسمی در رُل مخالف و اقلیت سخن می‌گویند- و نصایح کلی و عام جنابعالی و سکوت و ملاحظات ما که علل موضع‌گیریها را روشن نکرده‌ایم، وضعی به وجود آورده که خیلی‌ها خیال می‌کنند ما و طرف ما بر سر قدرت اختلاف داریم و دو طرف را متساویاً مقصر یا قاصر یا ... می‌دانند. ما برای حفظ آرامش نمی‌توانیم مطالب واقعی خودمان را بگوئیم و جنابعالی هم صلاح ندانسته‌اید که مردم را از ابهام و تحیر درآورید.

خود شما می‌دانید که موضع نسبتاً سخت مکتبی امروز ما، دنباله نظرات قاطع شما از اول انقلاب تا به امروز است، بعد از پیروزی معمولاً ما مسامحه‌هائی در اینگونه موارد داشتیم و جنابعالی مخالف بودید، اما نظرات شما را با تعدیلهائی اجرا می‌کردیم؛ شما اجازه ورود افراد تارک‌الصلوة یا متظاهر به فسق را در کارهای مهم نمی‌دادید، شما روزنامه آیندگان و ... تحریم می‌کردید، شما از حضور زنان بی‌حجاب در ادارات مانع بودید، شما از وجود موسیقی و زن بی‌حجاب در رادیو تلویزیون جلوگیری می‌کردید؟ همین‌ها موارد اختلاف ما با آنها است. آیا رواست که به خاطر اجرای نظرات جنابعالی ما درگیر باشیم و متهم و جنابعالی در مقابل اینها موضع بی‌طرف بگیرید؟ آیا بی‌خط بودن و آسایش طلبی را می‌پسندید؟ البته اگر مصلحت می‌دانید که مقام رهبری در همین موضع باشد و سربازان خیر و شر جریانات را تحمل کنند، ما از جان و دل حاضر به پذیرش این مصلحت هستیم، ولی لااقل به خود ما بگوئید. آیا رواست که همه گروه دوستان ما به اضافه اکثریت مدرسین و فضلاء قم و ائمه جمعه و جماعات و ... در یک طرف اختلاف و شخص آقای بنی صدر در یک طرف و جنابعالی موضع ناصح بی‌طرف داشته باشید؟ مردم چه فکر خواهند کرد؟ و بعداً تاریخ چگونه قضاوت می‌کند؟

۴- ما جایز نمی‌دانیم که میدان را برای حریف خالی بگذاریم و مثل بعضی از همراهان سابق، قیافه بی‌طرف بگیریم و به اصطلاح جنت مکان و بی‌آزار و زاهد جلوه کنیم، به خاطر حفاظت از خط اسلامی انقلاب در صحنه می‌مانیم و از مشکلات، مخالفتها و تهمتها نمی‌هراسیم و به صلاحیت رهبری جنابعالی ایمان داریم، ولی تحمل ابهام در نظر رهبر برایمان مشکل است. مگر اینکه بفرمائید، همین ابهام صلاح است. احتمال اینکه این ابهام در رابطه با خطوط سیاسی و فکری جاری و خطی که در ارتش تعقیب می‌شود، آثار نامطلوبی در تاریخ انقلابمان بگذارد، وادارم کرد به عنوان وظیفه روی این مطالب، صراحت و تأکید داشته باشم و امیدوارم مثل همیشه این جسارت را ببخشید.

۵- قبل از انتخابات ریاست جمهوری، به شما عرض کردیم که بینش آقای بنی‌صدر مخالف بینش اسلام فقاهتی است که ما برای اجرای آن تلاش می‌کنیم و اکنون هم بر همان نظر هستیم و شما فرمودید ریاست جمهوری مقام سیاسی است و کاری دستش نیست؛ امروز ملاحظه می‌فرمائید که چگونه در کار کابینه و ... می‌تواند کارشکنی کند و چگونه با استفاده از مقام، مجلس و دولت و نهادهای انقلابی را تضعیف می‌کنند و ما فقط می‌توانیم دفاع کنیم؛ چون تضعیف متقابل را با گفتن نواقص رئیس جمهور صلاح نمی‌دانیم و همان دفاع هم مشاجره تلقی می‌شود و بحق مورد مخالفت جنابعالی قرار می‌گیرد و آتش بس می‌دهید و خودتان هم دفاع لازم را نمی‌فرمائید که: اختلاف دو بینش است که یک طرف مصداق اسلامش غضنفرپور و سلامتیان و سعید سنجابی و طرف دیگر رجائی و گنابادی و منافی و موسوی و ... می‌باشند.

۶- در خصوص جنگ و فرماندهی ارتش، مطالب و احتمالات زیادی داریم. فرماندهی به خاطر ناهماهنگی و وحشت از نیروهای خالص اسلامی، مایل است نیروهای غیر اسلامی را در ارتش حاکم کند –که منافع مشترک پیدا کرده‌اند- و نیروهای خالص دینی را یا منزوی و یا منفصل نماید. خلبان شیرودی که سمبل ایمان و شجاعت و تلاش است، در پادگان ابوذر به من می‌گفت که امروز ایمان می‌جنگد نه تخصص و می‌خواهند دست مؤمنان را کوتاه کنند، ایشان همراه و همرزم خلبان شهید کشوری و خلبان شهید آشوری است. وحشت داشت و به من گفت پیامش را به شما بگویم و ضبط هم شده؛ احتمال اینکه مدیران جنگ به علل سیاسی طالب طولانی شدن جنگ باشند، وجود دارد و این احتمال تکلیف‌آور است. احتمالاً آقای بنی‌صدر به منظور تضعیف دولت و شاید –بعضی‌ها هم باشند- برای اجرای منویات آمریکا و ... مخصوصاً کمبود مهمات و اسلحه قابل توجه است. در این مورد لازم است، جنابعالی سریعاً فکری بفرمائید و بهتر است در یک جلسه طولانی و محرمانه با دوستان مورد اعتماد ارتشی نظیر صیاد شیرازی، نامجو، سلیمی، شیرودی و ... با حضور ماها در خدمتتان بحث و تصمیم‌گیری شود.

۷- ما «حزب جمهوری اسلامی» را با مشورت با شخص جنابعالی و گرفتن قول مساعدت و تأیید غیر مستقیم –من شخصاً در مدرسه علوی با شما در این باره مذاکره کردم- تأسیس کردیم و با توجه به اینکه قانون اساسی، تعداد احزاب را پذیرفته فکر می‌کنیم یک حزب اسلامی قوی برای تداوم انقلاب و حکومت اسلامی ضرورت دارد و جنابعالی هم روزهای اول در تهران و قم مکرراً تأیید فرمودید –ممکن است فعلاً فراموش کرده باشید- و اکنون اعتبار حزب از نفوذ شما تغذیه می‌شود –غیر مستقیم- ولی رنگ حمایت از روزهای اول کمتر شده. میل داریم لااقل در جلسات خصوصی نظر صریحی بفرمائید. اگر مایلید ما حزب را کنار بگذاریم، ما را قانع کنید و اگر لازم می‌دانید که حزب بماند باید جور دیگری عمل بشود و اگر همین‌گونه که عمل می‌فرمائید، مصلحت است ما را قانع کنید تا ما هم دوستان حزبی را قانع کنیم.

۸- اینجانب که جنابعالی را مثل جانم دوست دارم و روی زمین کسی را صالح‌تراز شما سراغ ندارم، گاهی به ذهنم خطور می‌کند که تبلیغات و ادعاهای دیگران شما را تحت تأثیر قرار داده و قاطعیت و صراحت لازم را –که از ویژگیهای شما در هدایت انقلاب بوده- در موارد فوق‌الذکر ضعیف‌تر از گذشته نشان می‌دهید، بسیاری از مردم هم متحیریند که چرا امام قاطع و صریح در این مسائل سرنوشت‌ساز صراحت ندارد. خدای نخواسته اگر روزی شما نباشید و این تحیر بماند، چه خواهد شد؟ واقعاً و حقاً ما انتظار داریم در مقام رهبری و مرجع تقلید اگر تعدیلی در شیوه حرکت ما لازم می‌دانید صراحتاً امر بفرمائید که مطیعیم؛ ما انتظار نداریم که نصایح ذووجوهی از رسانه‌های جمعی بشنویم، احضار کنید و امر بفرمائید.

۹- آخرین مطلب –که در ترتیب مطالب جایش اینجای نامه نیست- اینکه ما پس از پیروزی آقای بنی‌صدر برای اینکه ایشان خیالش از جانب ما راحت باشد، ایشان را به ریاست شورای انقلاب برگزیدیم و به جنابعالی پیشنهاد نیابت فرماندهی کل قوای ایشان را دادیم که سریعاً تصمیم بگیرند و کار کنند، اما ایشان به اینها هم قانع نشد و مرتباً کمبودها را متوجه ما می‌کرد و می‌گفت: « من می‌خواهم کار کنم ولی نمی‌گذارند»، در مرکز قدرت بود و دیگران را مقصر معرفی می‌کرد و امروز هم می‌بینید نقش اقلیت مخالف را. پس چه باید کرد؟ با سپاس و معذرت.

اکبر هاشمی 
۲۵/۱۱/۱۳۵۹





2: نامه به ولی امر مسلمین حضرت امام خامنه ای :



بسم‌الله الرحمن الرحیم

مقام معظم رهبری آیت‌الله خامنه‌ای زیده عزّه

متأسفانه اظهارات عاری از حقیقت و غیرمسئولانه آقای احمدی‌نژاد در جریان مناظره با مهندس موسوی و مقدمه‌چینی‌های قبل و حوادث بعد از آن، خاطرات تلخ اظهارات و اقدامات منافقان و گروهک‌‌های ضدانقلاب در سالهای اول بعد از پیروزی انقلاب و نیز تهمت‌زدن‌ها در انتخابات 84 و انتخابات مجلس ششم ولجن‌‌پراکنی‌های باند پالیزدار که در دادگاه محکوم شده را به نمایش گذاشت و از آنجا که بخشی از این اظهارات قبلاً در رسانه‌های دولتی و آتش تهیه آن در سخنرانی مشهد مقدس مطرح شده، ادعای اینکه مطالب او تحت تأثیر فضای مناظره گفته شده و فاقد برنامه‌ریزی قبلی است، پذیرفتنی نیست و گویا برای تحت‌الشعاع قرادادن گزارشهای مستند و مکرر دیوان محاسبات در خصوص مفقودالاثر بودن یک میلیارد دلار و ارتکاب چند هزار تخلّف در اجرای بودجه‌ها می‌باشد و شاید هم رقیب اصلی خود را افتخارات ربع قرن انقلاب اسلامی می‌داند.

دهها میلیون نفر در داخل و خارج ناظر دروغ‌پردازیها و خلافگویی‌هایی بودند که برخلاف شرع و قانون و اخلاق و انصاف، افتخارات نظام اسلامی‌مان را نشانه گرفته بود.

زیر سئوال بردن تصمیمات بنیانگذار جمهوری اسلامی ایران و تلاشهای امام راحل و مردم مسلمان و متعهد و روحانیت عظیم‌القدر که در نیم قرن گذشته با مجاهدت‌های خویش توانستند بنای باشکوه نظام اسلامی را ایجاد و مستقر و بالنده کنند، از این بدتر نمی‌شد. دوران مشعشعی که خود شما پشت سر امام(ره) در قامت مجاهد پیشتاز، رئیس‌جمهور و نهایتاً رهبری نظام نقش و مسئولیت‌های ممتازی بعهده داشته‌اید.

نقطه قابل توجه دراین تهمت‌ها این است که غیرمستقیم، مقام ولایت در زمان رهبری امام راحل و جناب‌عالی که هادی دولت‌ها بوده‌اید و با اظهارات صریح، مدیریت‌ها را مورد تأیید و تحسین قرارداده‌اید، نشانه گرفته است.

بعد از جریان شوم 14 اسفندماه 1359 با ارشاد امام و بنیان‌گذار جمهوری اسلامی، شهید مظلوم دکتر بهشتی و جناب‌عالی و اینجانب که در شعارهای مردمی به عنوان «سه یاور خمینی» شناخته شده بودیم، با همراهی نیروهای انقلابی و بخصوص نمایندگان متعهد مجلس اول و حزب جمهوری اسلامی توانستیم در جهت زدودن غبارهای ابهامات و سم‌پاشی‌ها اقدامات مؤثری انجام دهیم و امام راحل درد آشنا با تشکیل گروه حقیقت‌یاب و داور، بخشی از حقایق را آشکار ‌کردند. نتایج آن، آگاهی بیشتر مردم و رسوایی فتنه‌گران و در نهایت نجات کشور از خطری بود که دشمنان استکباری و ضد انقلاب طراحی کرده بودند.

البته اینجانب قصد ندارم که دولت موجود را مثل دولت بنی‌صدر معرفی کنم و یا سرنوشتی شبیه آن دولت را برای این دولت بخواهم، بلکه مقصود این است که باید مانع گرفتار شدن کشور به سرنوشت آن روزگار شد.

اینجانب برای پرهیز از آلوده‌شدن فضای سیاسی کشور در آستانه انتخابات به تشنجات بیشتر، از عکس‌العمل فوری که مورد انتظار ملت است، خودداری کردم.

در مراسم بزرگداشت سالگرد امام(ره) به آقای احمدی‌نژاد گفتم که در اظهارات او خلاف‌گویی‌‌های فراوانی وجود داشته و ادعای کذب تماس تلفنی من با یکی از سران عرب و ادعای کارگردانی مبارزات انتخاباتی رقبا و اتهامات ناروا به جمعی از بزرگان نظام، از جمله جناب آقای ناطق نوری و فرزندان من و بدتر از همه زیرسئوال بردن اقدامات امام راحل را یادآوری و پیشنهاد کردم با صراحت اتهام‌های نادرست را پس بگیرد که نیازی به اقدامات قانونی افراد و خانواده‌هایی که ناجوانمردانه و مظلومانه هدف تیرهای ناسزاگویی قرار گرفته‌اند، نباشد.

از صدا و سیما هم خواسته شد که فرصتی در اختیار طرفهای ذیحق براساس مقررات سازمان قرار دهد که از خود دفاع نمایند. گرچه در گذشته به بخشی از این اتهامات پاسخ داده شده و رئیس قوه قضاییه وقت جناب آقای یزدی در پایان کار ریاست جمهوری اینجانب، در عمل به اصل 142 قانون اساسی رسماً اعلام پاکی و منزّه بودن خانواده رئیس‌جمهور و حتی کم‌شدن دارایی‌ها در دوران مسئولیت را نمودند، ولی تکرار اتهام تکرار جواب را می‌طلبد.

مع‌الاسف، این دو پیشنهاد خیرخواهانه عملاً پذیرفته نشده و رهبر معظم هم صلاح را در سکوت‌شان دیدند و بی‌شک جامعه و بخصوص نسل جوان نیازمند اطلاع از حقیقت است. حقیقتی که با اعتبار نظام و همدلی ملت ارتباط جدّی دارد و اگر محدود به حق چند نفر بود؛اقدام به نوشتن چنین نامه ای نمی کردم.

معتقدم جناب‌عالی بخوبی می‌دانید که اینجانب و بسیاری از بزرگان تأثیرگذار انقلاب و حتی خود جناب‌عالی از دوران مبارزه و سالهای اول انقلاب و در تعدادی از مقاطع مورد تهاجم افراد لاابالی و ضدانقلاب بوده‌ایم و همیشه صبورانه تهمت‌ها و اهانت‌ها را پشت سر گذاشته‌ایم و در دور جدید تهمت‌ها و هجمه‌ها هم از حدود پنج سال پیش تاکنون دندان روی جگر دارم و بخاطر خداوند و مصالح انقلاب و کشور اندوه خویش را مکتوم می‌د‌ارم و از این جهت هم مورد گلایه بسیاری از دلسوزان اسلام و انقلاب و بستگانم قرار می‌گیرم ومهم این است که اینبار این تهمت ها توسط رئیس جمهور و در رسانه ملی مطرح شده است. البته در موقع مناسب انحرافات و حق‌کشی‌های ناگفته انتخابات و اعمال دولت نهم در اختیار مردم و تاریخ قرار خواهد گرفت،

تاریخ گواه است که اکثریت مردم متعهد و انقلابی مان کمتر تحت تأثیر خلاف‌گوئیها قرار می‌گیرند و دلیل آن آراء افتخارآمیز مردم به اینجانب در آخرین انتخابات مجلس خبرگان رهبری است و نیز خوب می‌دانید که در جریان انتخابات جاری، تاکنون به خاطر مسئولیت های رسمی ام در رسانه ها مطلبی به نفع یا ضرر افراد و جریانهای درگیر در انتخابات نگفته‌ام و در موارد ضروری به کلیاتی مبتنی بر حضور حداکثری مردم در پای صندوقها و سلامت انتخابات اکتفا کرده‌ام و رسماً گفته‌ام برنامه شرکت در انتخابات ندارم.

چهار نامزد موجود برای آمدن به صحنه با اطلاع از نظر و سیاست اینجانب از من نظر نخواسته‌اند و بعد از نامزدی هم از اینجانب درخواست حمایت نکرده‌اند و اگر هم در جلساتی بهم رسیده باشیم، چیزی جز همان کلیات فوق‌الذکر را از من نشنیده‌اند و اگر حزب یا گروهی در مورد جهت‌گیری در انتخابات نظر خواسته‌اند، گفته‌ام براساس آیین‌نامه خود عمل کنند و حقیقتاً آنها با تصمیم‌خودشان و همکارانشان در صحنه‌اند و عمل می‌کنند و انصافاً تهمت دست‌نشانده بودن آنان ستم و بی‌حرمتی غیرقابل توجیه است.

بجاست که به این حقیقت هم توجه شود که احتمالاً عوامل دولت از نظر اینجانب مطلعند که من ادامه وضع موجود را به صلاح نظام و کشور نمی‌دانم و خود جناب‌عالی هم از این نظر من مطلعید و دلایل آن را هم می‌دانید. ولی این نظر را رسانه‌‌ای نکرده‌ام و خود عوامل دولت در این مورد بزرگ‌نمایی کرده‌اند که هدف بزرگ‌نمایی در آن مناظره روشن شد.

با اینهمه بر فرض اینکه اینجانب صبورانه به مشی گذشته ادامه دهم، بی‌شک بخشی از مردم و احزاب و جریانها این وضع را بیش از این بر نمی‌تابند و آتش‌فشانهایی که از درون سینه‌های سوزان تغذیه می‌شوند، در جامعه شکل خواهد گرفت که نمونه‌های آن را در اجتماعات انتخاباتی در میدانها، خیابانها و دانشگاهها مشاهده می‌کنیم.

اگر نظام نخواهد یا نتواند با پدیده‌های زشت و گناه‌آلودی مثل تهمت ها ؛ دروغ‌ها و خلاف‌گوییهای مطرح شده در آن مناظره برخورد کند و اگر مسئولان اجرای قانون نخواهند و یا نتوانند به تخلّف‌های صریح خلاف قانون در اعلان افراد به عنوان فاسد که فقط بعد از اثبات تخلّف در دادگاه قابل اعلان است، رسیدگی کنند و اگر فردی در موقعیت ریاست جمهوری بدون مراعات ‌شأن منصب مقدسش خود را مجاز به ارتکاب چنین گناهان کبیره و اخلاق‌شکن علیرغم سوگند به مراعات شرع و قانون بداند، چگونه می‌توانیم خود را از پیروان نظام مقدس اسلامی بدانیم؟

رهبری معظم انقلاب؛

اکنون که امام راحل (ره) آن پیر فرزانه و حلّال مشکلات و ملجاء همه و یار صبور و دیرینه هر دوی ما آیت‌الله شهید مظلوم دکتر بهشتی و بسیاری از همسنگران قدیم که یا به فیض عظمای شهادت رسیدند و یا به دیار باقی شتافتند ؛ در بین ما حضور ندارند، شما مانده‌اید و من و معدودی از یاران و همفکران قدیم. از جناب‌عالی با توجه به مقام و مسئولیت و شخصیت‌تان انتظار است برای حل این مشکل و برای رفع فتنه‌های خطرناک و خاموش کردن آتشی که هم اکنون دودش در فضا قابل مشاهده است، هرگونه که صلاح می‌دانید اقدام مؤثری بنمایید و مانع شعله‌ورتر شدن این آتش در جریان انتخابات و پس از آن شوید.

لذا در فرصت باقی‌مانده ضروری به نظر می‌رسد خواسته حق حضرت‌عالی و مردم در خصوص انجام انتخاباتی سالم و پرابهت و حداکثری تحقق یابد. کاری که می‌تواند عامل نجات کشور از خطر و باعث تحکیم وحدت ملی و اعتماد عمومی باشد و فتنه‌گران نتوانند با حدس و گمان نصّ پیامتان در مشهد و در مرقد امام راحل را با هوس خود تحریف کنند و با نادیده گرفتن قانون، بنزین بر آتش‌افروخته بریزند.
سر چشمه شاید گرفتن به بیل ، چو پر شد نشاید گرفتن به پیل
دوست، همراه، و هم سنگر دیروز، امروز و فردایتان

اکبر هاشمی رفسنجانی





نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :

نویسنده مطلب :   افسران نویسنده          
--------------------------------------------------↓


تو رو خدا حجاب...برای شهدا

پی نوشت: کرامت آن نیست که کوه را بلرزانی،کرامت آن است که:

دلت در برابر شهوات و گناه نلرزد.

-----------------------------------------------------------------------





بسم الله..

اگر دیوانه ای چیزی بگوید،احتیاط می کنیم و میگوییم شاید سخنش صحیح باشد...

اما  من در عجبم که شهدا ،آن عارفان واصل وعاشقان دل سوخته و آن عاقلان محض

این همه دختران وزنان مارا به حجاب توصیه کرده اند،امابعضی از نسوان سخن آن ها را گوش نمی دهند...

خیلی راحت و بدون هیچ اصطلاحی میخواهم به شما بگویم:

دختران وزنان تو را به خدا ،خون شهدا را با بد حجابی پایمال نکنید...

دخترا و زنان تو را به سیدالشهدا علیه السلام،دل شهدا را خوننکنید...

دختران وزنان تو را به امام زمان علیه السلام،نگاهی به عکس شهدابی اندازید که شاید خجالت بکشید...

آری دختران، سید علی فرمود:وصیت نامه شهدا قانون اساسی ما است...

اما من نمیدانم که چرا شما این قانون اساسی را بر زیر پا لگدمال می کنید و ارزشی برای آن قائل نیستید...

به خود بی آیید واز این گناه بزرگ دست بشویید وحجاب را پاس بدارید و

همچون زهرای مرضیه سلام الله علیها با چادر، خود را بپوشانید تا دل شهدا بجای خون،شاد شود

وتا در مسیر  آن ها قدم زده باشید...

-------------

منبع : http://www.beshartechagho.blogfa.com/





نوع مطلب :  ✔ چادر حجاب برتر ، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :

نویسنده مطلب :   افسران نویسنده          
--------------------------------------------------↓

1)« خواهران ما در حالى كه چادر خود را محكم برگرفته ‏اند و خود را هم چون فاطمه و زینب حفظ می ‏كنند... هدف‏دار در جامعه حاضرشده ‏اند.»

(رییس جمهور شهید محمد على رجایى) 

2)«اى خواهرم: قبل از هر چیز استعمار از سیاهى چادر تو می ‏ترسد تاسرخى خون من.»

(شهید محمد حسن جعفرزاده) 

3) «مادرم... من با حجاب و عزت نفس و فداكارى شما رشد پیدا كردم.»

(شهید غلامرضا عسگرى) 

4)«شما خواهرانم و مادرانم: حجاب شما جامعه را از فساد به سوى‏معنویت و صفا مى‏كشاند.»

(شهید على رضائیان) 

5) «از خواهران گرامى خواهشمندم كه حجاب خود را حفظ كنند، زیرا كه‏حجاب خون‏بهاى شهیدان است.»

(شهید على روحى نجفى)


۶) «و تو اى خواهر دینى‏ام: چادر سیاهى كه تو را احاطه كرده است ازخون سرخ من كوبنده تر است.»

(شهید عبدالله محمودى) 

7)«خواهر مسلمان: حجاب شما موجب حفظ نگاه برادران خواهد شد. برادرمسلمان: بى‏اعتنایى شما و حفظ نگاه شما موجب حجاب خواهران خواهدشد.»

(شهید على اصغر پور فرح آبادى) 


8)«به پهلوى شكسته فاطمه زهرا(س) قسمتان می دهم كه، حجاب را حجاب ‏را، حجاب را، رعایت كنید.».

(شهید حمید رستمى) 

9) «خواهرم: حجاب تو مشت محكمى بر دهان منافقین و دشمنان اسلام مى زند.»

(شهید بهرام یادگارى) 

10)«یك دختر نجیب باید باحجاب باشد.»

(شهید صادق مهدى پور) 

11)«از تمامى خواهرانم مى‏خواهم كه حجاب این لباس رزم را حافظ باشند.»

(شهید سید محمد تقى میرغفوریان) 

12)«خواهرم: از بى حجابى است اگر عمر گل كم است نهفته باش و همیشه گل باش.»

(شهید حمید رضا نظام) 

13) «حفظ حجاب هم چون جهاد در راه خداست»

(شهید محمد كریم غفرانى) 

14) «خواهرم: محجوب باش و باتقوا، كه شمایید كه دشمن را با چادرسیاهتان و تقوایتان میکشید.»
«حجاب تو سنگر تو است، تو از داخل حجاب دشمن را مى بینى و دشمن تو را نمى بیند.»

(سردار شهید رحیم آنجفى)





نوع مطلب :  ✔ شهدا و فرهنگ شهادت   ، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :

نویسنده مطلب :   افسران نویسنده          
--------------------------------------------------↓

دِلـَتــ که هوای بـ ـابـ ـا را بکند

دیـگر نـه کـربـلا مـی خواهی نـه عـاشـورا

فقط چـشمانــــت خـرابـه شـام مـی بـیـند

و دخـتـری کـه آرام بـ ـابـ ـا را نـ ـاز مـی کـرد



راستی قرار نیســــت بیایی ؟

مدت هــــاست

که بــــرای آمـــدنت

اســــــفند دود کــــرده ایم ...بـ ـابـ ـا





نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :

نویسنده مطلب :   افسران نویسنده          
--------------------------------------------------↓

بسم الله الرحمن الرحیم 
[تصویر: 5839-563124747046205-1710443820-n.jpg]


آنان چفیه می بستند تا بسیجی وار بجنگند...من چادر می پوشم تا زهرایی زندگی کنم...


آنان چفیه را خیس می کردند تا نَفَس هایشان آلوده ی شیمیایی نشود...من چادر می پوشم تا از نفَس های آلوده دور بمانم...



آنان موقع نماز شب با چفیه صورت خود را می پوشاندند تا شناسایی نشوند...من چادر می پوشم تا از نگاه های حرام پوشیده باشم...


آنان چفیه را سجاده می کردند وبه خدا می رسیدند ...من با چادرم نماز می خوانم تا به خدا برسم...


آنان با چفیه زخم هایشان را می بستند ...من وقتی چادر ی می بینم یاد زخم پهلوی مادرم می افتم...


آنان سرخی خونشان را به سیاهی چادرم امانت داده اند... من چادرسیاهم را محکم می پوشم تا امانتدار خوبی برای آنان باشم...





[تصویر: 528476-547337755276583-1595348571-n.jpg]

.




نوع مطلب :  ✔ جنگ نرم ،  ✔ چادر حجاب برتر ، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :

نویسنده مطلب :   افسران نویسنده          
--------------------------------------------------↓



جسم تو کامل است ناقص نیست

میدهد عطر یک بغل گل یاس 

دستت اما حکایتی دارد... 

.

.

رَحِمَ اللهُ عَمِی العباس!






نوع مطلب :  ✔ ولایت و رهبری ، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :

نویسنده مطلب :   افسران نویسنده          
--------------------------------------------------↓


یک سال بدون جمعه‌هایش می‌شود

۳۱۳ روز


"اللهم عجل لولیک الفرج"


                          باز هم یک جمعه ی بدون تو،

                                         باز هم همان تلخکامی قدیمی؛

                                                            و باز هم قلبی مالامال دلتنگی..             

                                     در عصری که بدون تو به غروب متصل می شود ...





نوع مطلب :  ✔ دلنوشته های غـروب جمعه   ،  ✔ مهدی شناسی (شناخت امام) ، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :

نویسنده مطلب :   افسران نویسنده          
--------------------------------------------------↓

رهبرم،اینجا چه می کنی؟

تو که افلاک حریم بارگاه تو اند،اینجا چه می کنی؟

به راستی که صفاتی همچون علی (ع) داری...

حقا که ابو ترابی...






نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :

نویسنده مطلب :   افسران نویسنده          
--------------------------------------------------↓

 سال 59 به یکی از اساتید یهودی آلمان گفتم «استاد! چرا رسانه‌های شما نمی‌گویند امام خمینی؟». خنده‌ای کرد و گفت «آخر ما بعضی چیزها را متوجه شدیم!». کیف‌اش را باز کرد و یک کتاب درآورد. ترجمه‌ی آلمانی کتاب «ولایت فقیه» امام بود. گفت «آقای خمینی یک تئوری جهانی دارد. وقتی ما بگوییم "امام"، ایشان بین کشورهای دنیا شاخص می‌شود. چون کلمه‌ی "امام" قابل ترجمه نیست. ولی وقتی بگوییم "رهبر"، این کلمه در فرهنگ غرب بار منفی دارد. دیگر ما ایشان را کنار استالین و موسیلینی و هیتلر قرار می‌دهیم. کلمه‌ی "رهبر" به نفع ما و کلمه‌ی"امام" به نفع آقای خمینی است. از طرف دیگر اگر ایشان یک جایگاه دینی دارد، ما به ایشان می‌گوییم "آیت‌الله"، اما "امام" یک بار معنوی دارد! از طرفی ایشان آن طور می‌شود امام امت اسلامی که مسلمان‌های دنیا را دور خودش جمع بکند!». با این صراحت این را به من گفت.

  •  یک رسانه‌ی غربی یا شرقی را پیدا نمی‌کنید که گفته باشد «امام خمینی». آن موقع ما امتحان کردیم رسانه‌های غربی آیا می‌پذیرند ما یک آگهی بدهیم به نام «امام خمینی»؟ می‌خواستیم 60،000 مارک بدهیم که یک آگهی چاپ کنند، قبول نکردند!

  •  شهریور 58 که در مجلس خبرگان قانون اساسی شهید بهشتی کلمه‌ی امامت را در قانون اساسی گذاشت، ریاست آن مجلس با آقای منتظری بود. امام خمینی گفت شما نمی‌توانی مجلس را اداره کنی، برو کنار، آقای بهشتی اداره کند. وقتی شهید بهشتی آمد اصل پنجم را مطرح کند که ولی فقیه نائب امام زمان و امام امت اسلامی است، کشور ریخت به هم. بازرگان اعلام استعفای دسته‌جمعی دولت را کرد. امیرانتظام اعلام کرد که مجلس خبرگان قانون اساسی باید منحل شود. سر یک کلمه کشور ریخت به هم!

  •  امامت‌محوری، امّت‌گرایی، عدالت‌گستری، و دوقطبی مستکبرین-مستضعفین اساس تئوری امام خمینی بود.


  •  امام خمینی از دنیا رفتند. آقای هاشمی رفسنجانی آمدند پنج روز بعد از رحلت امام خمینی در دومین خطبه‌ی اولین نمازجمعه‌ی بعد از رحلت امام، راجع به ولایت فقیه دو جمله گفتند. یک : «ما نمی‌خواهیم بعد از رحلت امام خمینی به جانشین ایشان "امام" بگوییم». این همه دعوا داشتیم با شرق و غرب؛ امام حاضر شد شهید بهشتی را قربانی کند برای این کلمه؛ قانون اساسی پنج بار روی امامت ولی فقیه تأکید کرده، امام این را از سال 48 مطرح کرده، شما می‌گویی نمی‌خواهیم؟ به اسم اعزاز امام خمینی گفتند به جانشین‌اش نمی‌گوییم امام! انگار یکی به شما بگوید من چون خیلی شما را دوست دارم، افکار شما را می‌خواهم با شما دفن کنم! جمله‌ی دوم‌شان این بود : «خبرگان مرجع تعیین نکرده است». یعنی جانشین امام خمینی نه مرجع است و نه امام.

  •  وقتی ایشان جای «امام» گذاشت «رهبر»، «امّت» شد «ملّت». یعنی عملاً سیستم ملت-رهبر انگلیسی‌ها را پذیرفتیم و سیستم امت-امامت امام خمینی را کنار گذاشتیم. وقتی «امّت» شد «ملّت»، عناصر امّت یعنی «خواهران و برادران قرآنی» -که وظایفی مثل امر به معروف و نهی از منکر نسبت به هم دارند-، تبدیل شدند به عناصر ملت یعنی «شهروند» و «هموطن».


  •  اما کلمه‌ی سوم یعنی «عدالت»؛ مقدس‌ترین کلمه‌ای که آقای هاشمی در دوران ریاست‌جمهوری‌شان ابداع و به تحمیل کردند به نظام اسلامی، کلمه‌ی «توسعه» بود. فرق عدالت و توسعه این بود که «عدالت» را خدا و پیغمبر (ص) و علی مرتضی (ع) تعریف می‌کنند، اما «توسعه» را صندوق بین‌المللی پول و بانک جهانی و صهیونیست‌های عالَم.

  •  در عرصه‌ی بین‌الملل هم دو کلیدواژه‌ی قرآنی «مستکبرین» و «مستضعفین» را ایشان اصلاح کردند و گفتند «مستکبرین» فحش و توهین‌آمیز است! به جایش بگوییم «قدرت‌های جهانی»! خب وقتی گفتی «مستکبرین» باید با آن‌ها «مبارزه» کنی، اما وقتی گفتی «قدرت‌های جهانی» باید با آن‌ها «تعامل» کنی. «مستضعفین» را هم کردند «قشر آسیب‌پذیر»؛ یعنی آدم‌های بی‌عرضه‌ای که خودشان پذیرای آسیب‌اند!

  •  پنج کلیدواژه‌ی قرآنی امام خمینی که اساس گفتمان نهضت اسلامی بود، توسط ایشان تغییر پیدا کرد به همان کلیدواژه‌هایی که دشمنان می‌خواستند.

  •  تا موقعی که کلیدواژه‌های قرآنی امام خمینی که رأس آن‌ها امام بودن ولی فقیه است- احیا نشود، هر کاری که بکنیم، وصله‌پینه کردن است.

  •  شما هر لعنی که به ...... بکنید، این قدر جگر دشمنان نمی‌سوزد که بگویید «امام خامنه‌ای».

  • مشکلی که هست هم این است که همه می‌گویند «دیگران بگویند ما هم می‌گوییم!». اصولگراها می‌گویند صداوسیما شروع کند، ما هم می‌گوییم! صداوسیما می‌گوید ما که از روحانیون نمی‌توانیم جلو بیفتیم! روحانیون می‌گویند تا مدیران ارشد نظام خودشان نگویند که ما نمی‌توانیم

سید حسن نصرالله

جلوی مردم بگوییم! مدیران ارشد می‌گویند وقتی جوانان انقلابی هم نمی‌گویند، ما بگوییم و هزینه بدهیم؟! و...

  •  بعضی هم می‌گویند نگوییم چون قبلاً کسی (حشمت‌الله طبرزدی) این کار را کرده و سابقه‌ی خوبی ندارد این کار در ذهن مردم! خب خوب‌ها باید پرچمدار این کار شوند که این کار به اسم آن‌ها ثبت شود و آن سابقه پاک شود.

  •  آیت‌الله سید محمدباقر حکیم پا می‌شود می‌رود نجف. از آن‌جا نامه می‌نویسد به «حضرت آیت‌الله العظمی امام خامنه‌ای». یک هفته بعد شهیدش می‌کنند. آن مرد بزرگ می‌فهمد که باید از آن‌جا پیغام دهد «امام خامنه‌ای».سید حسن نصرالله می‌فهمد در سخت‌ترین شرایطی که دارد، باید بگوید امام خامنه‌ای! ما اینجا نشسته‌ایم و نمی‌گوییم!

  •  اگر نعمت خدا را قدر ندانیم، می‌فرماید «انّ عذابی لشدید». روز قیامت هم آن‌جا ندا داده می‌شود که «وقفوهم انّهم مسئولون، ما لکم لا تناصَرون». هی حرف را انداختند از این طرف به آن طرف.





نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
چهارشنبه 25 بهمن 1391

نویسنده مطلب :   افسران نویسنده          
--------------------------------------------------↓

رعایت ورع در خانم‌ها 


 رعایت این محدوده‌ها و صیانت از دین و تقوای الهی در مراتب گسترده‌تری برای خانم‌ها مطرح است .سیره‌ی عملی حضرت زهرا علیهما السلام به خوبی می‌تواند در این راه رهبری كند .

 از امام صادق علیه السلام نقل شده است كه :

 امیرالمومنین و حضرت زهرا علیهما السلام نزد پیامبر رفتند تا ایشان در مورد وظایف خاص هر كدام حكم فرمایند : پیامبر صلی الله علیه و آله چنین حكم فرمودند كه حضرت زهرا علیهما السلام كارهای داخل منزل را انجام دهند و امیرالمومنین علیه السلام وظایف خارج از خانه را بر عهده گیرند.

 اینجا بود كه حضرت زهرا علیهما السلام فرمودند :« جز خدا كسی نمی‌داند كه من چقدر خوشحال شدم از اینكه پیامبر خدا تماس و برخورد با نامحرم را از دوش من برداشتند .» (4)

 

 

 

پرهیز از برخورد با نامحرم 


 بر خلاف آنچه امروز تبلیغ می‌گردد و ارزش تلقی می شود برخورد با نامحرم نباید برای یك بانوی شیعه مطلوب باشد . هر خانم متدینی باید ابتدائاً به وظیفه‌ی خویش بیندیشد و آنچه خدا می‌خواهد را هدف خویش قرار دهد ، گو اینكه به بی‌عرضگی و تحجر متهم گردد. اگردر بعضی شرایط خاص ، خانم‌ها به دلایل مختلف مجبور به كار در خارج از منزل می‌شوند باید متوجه باشند كه این كار برای آنها ارزش تلقی نشود ، بلكه در درون خود وضعیت مطلوب را عمل به سیره‌ی فاطمی بدانند .

امیرالمومنین علیه السلام وقتی بی‌دقتی مردها در كنترل خروج زن‌ها از منزل و برخورد آنها با نامحرمان را دیدند چنین آنها را مورد عتاب قرار دادند :

 « اما تحستحیون و لاتعارون نساء كم یخرجن إلی الأسواق و یزاحمن العلوج » (5)

 وقتی خانم‌ها خارج از حد ضرورت و بدون دلیل خاصی در معابر و بازارها رفت و آمد كنند و برخورد با نامحرمان و مردهای غریبه داشته باشند ، باید متوجه باشند كه این برخوردهای فیزیكی یا سر و كله‌ زدن و اختلاط‌های گوناگون و به بهانه‌های مختلف ،‌قطعاً خلاف رضای خدا و امام زمان علیه السلام است .

 

رعایت ورع حتی در اعمال عبادی 


 این رعایت‌ها و اجتناب‌ها تا آنجا نیكو دانسته می‌شود كه به اعمال عبادی خانم‌ها نیز تسری می‌یابند به گونه‌ای كه مثلاً وظیفه‌ی نماز جماعت از خانمها برداشته شده و ثواب افزونی به نماز فردای آنها در منزل وعده داده‌اند .

پیامبر اكرم صلی الله علیه وآله فرمودند :

« نماز زن به تنهایی در خانه‌اش از نماز جماعت او بیست و پنج برابر بیشتر فضیلت دارد.» (6)

 این گونه عبادت كردن در مكان‌های پوشیده و دور از دیدرس نامحرم ، برای زن مناسب‌تر دانسته شده و حتی تلویحاً او را از خروج از خانه برای نماز جماعت نیز بازداشته‌اند .البته همین جا می‌گوییم كه نمی‌توان منكر خروج‌های ضروری خانم‌ها برای خرید مایحتاج خانه یا به علت دیگر ضرورت‌ها نشد ، اما اصل ثابت این است كه هر چه بیرون آمدن و برخورد خانم‌ها با نامحرمان كمتر باشد ، به نفع خود ایشان است . ضمن اینكه كیفیت رفع آن ضرورت‌ها نیز مهم است . یعنی مثلاً خانمی كه برای خرید به بیرون منزل می رود ، به گونه‌های متفاوتی می تواند با نامحرم تماس بگیرد كه یقیناً حالت مطلوب آن اكتفا به حداقل است . این چنین ، هر چه بتوان این پیشگیری و سپر گزینی را پیشه ساخت ، قرب بانوی شیعه به خدایش بیشتر خواهد بود .

روزی پیامبر خدا صلی الله علیه و آله از اصحاب خود پرسیدند : چه هنگام زن بالاترین درجه‌ی قرب به پروردگارش را دارد ؟ وقتی حضرت امیر علیه السلام این سوال را خدمت حضرت فاطمه علیهما مطرح فرمودند ، ایشان در پاسخ گفتند :

ادنی ما تكون من ربها ان تلزم قعر بیتها

نزدیك‌ترین حالت او به خدایش این است كه ملازم اندرونی ‌ترین جای خانه‌اش باشد .

امیرالمومنین علیه السلام فرمودند : وقتی این پاسخ فاطمه را به پیامبر رساندم ایشان فرمودند :

 ان فاطمه بضعه منی (7)

فاطمه پاره‌ تن من است .

در این روایت تاكید شده كه نزدیك‌ترین حالت زن به خدایش در حالتی است كه در قعر خانه‌اش و پنهان‌ترین جای كاشانه‌اش سكنی گزیده باشد . اگر ما به دنبال تقرب بیشتر به خداوند متعالیم ، باید خود را به این مرحله نزدیك كنیم و سعی نماییم تا آنجا كه ممكن است به این هدف ملتزم باشیم هر چه این تكاپوی ما بیشتر به عمل گرایی نزدیك شود ، تقرب ما به خدا درجه‌ی والاتری را یافته است .

حضرت زهرا علیهما السلام فرموده‌اند :

 خیر للنساء ان لا یرین الرجال و لا یراهن الرجال (8)

برای زنان خوب است كه مردان را نبینند و مردان نیز آنها را نبینند .

 بانوان در هر موقعیتی باید این اصل كلی را رعایت كنند و تا جایی كه ضرورت اقتضاء نمی‌كند از برخورد با آقایان بپرهیزند . حتی وقتی از خانه خارج می‌شوند ، لازم نیست با آقایان اختلاط كنند و مستقیماً در دیدرس آنها واقع شوند كه اگر چنین كنند برای خودشان بهتر است .

 در این مسیر ، بعضی كارها كه شرعاً مباح شمرده می‌شود را باید برای حفظ ورع كنار نهاد . به عنوان مثال ، نگاه بدون لذت به سر و صورت مرد نامحرم به فتوای عده‌ای از فقها حرام و به فتوای بعضی دیگر جایز می باشد هر چه كه احتیاط مستحب در ترك آن است پس اقتضای ورع این است كه بانوان متدین از این كار بپرهیزند ، چون همان گونه كه بیان شد ، ورع این است كه شخص نه تنها از محرمات قطعی بلكه از مشتبهات دوری كند و چیزی كه بعضی فقهای بزرگ شیعه آن را حرام می‌دانند و بعضی به احتیاط مستحب در ترك آن قائلند، قطعاً از مشتبهات شمرده می‌شود .

 

 

 

پرهیز از شوخی با نامحرم

 انسان در مسیر انجام كارهای مشروع ( مستحب یا واجب ) در ارتباط با نامحرم نباید از حد مجاز شرعی تجاوز كند كه یكی از مصادیق آن شوخی بانامحرم است .

ابوبصیر كه از یاران و شاگردان برجسته‌ی امام صادق و امام باقر علیهما السلام بوده و احادیث بسیار از قول او نقل شده می گوید :

« به زنی یاد می‌دادم ، پس ] در حین درس [ با او یك شوخی كردم ، وقتی خدمت امام باقر علیه السلام رسیدم بدون مقدمه به من فرمودند : به آن زن چه گفتی ؟ ابوبصیر می‌گوید : صورتم را ] از خجالت [ پوشاندم حضرت فرمودند : دیگرپیش آن زن برنگرد .» (9)

ابوبصیر شخصیتی مورد توجه و علاقه‌ی امام بوده است ، ولی به هر حال معصوم نبوده و در یك لحظه ، در ضمن تعلیم قرآن - كه یك امر كاملاً دینی و مورد رضای خداست -از حد مجاز شرع در ارتباط با نامحرم تجاوز می‌كند همین امر باعث می شود كه امام زمانش از او آزرده شوند و به او دستور دهند كه دیگر با آن زن نامحرم رفت و آمد نكند و از خیر تعلیم قرآن به او بگذرد .

این درسی است برای همه‌ی شیعیان كه ارتباط با نامحرم به امور غیر ضروری كشیده نشود و تماس آنها - حتی در سخن گفتن - سنجیده و حساب شده باشد و از شوخی با نامحرم اجتناب كنند. خلاصه دقت در این امرلازم است ، نباید رعایت مسائلی را كه در شرع چنین واضح و روشن است از مصادیق مقدس بازی و افراطی گری دانست . این گونه برخود ، خود مصداق نیرنگ شیطان است و كسانی كه مشتاق یاری امام عصر علیه السلام هستند باید از این سطحی نگری اجتناب كنند.

ندای یاری طلبی فرزند حسین علیه السلام در دهلیزهای عصر پیچیده است و اگر من و تو هم شمشیر بر زین بگذاریم و راه پس را پیش گیریم دیگر چه كسی برای او باقی می‌ماند . بیا تا لااقل غصه‌اش را بخوریم و در آسیای این غصه برای او خرد شویم ! بیا نگذاریم بیش از این عزیز فاطمه سر بر دیوارهای بی‌كسی بگذارد و غربت زده اشك بریزد ، بیا .....

 

پی نوشتها :

(1)    اصول کافی ، کتاب العشره.

(2)    بحارالانوار ، ج71 ، ص7.

(3)    بحارالانوار ، ج70 ، ص306.

(4)    وسائل الشیعه ، ج 14 ، باب 89.

(5)    وسائل الشیعه ، ج 14 ، 174.

(6)    بحارالانوار ، ج83 ، ص371.

(7)    بحارالانوار ، ج103 ، ص250.

(8)    وسائل الشیعه ، ج 14 ، باب 129.

(9)    وسائل الشیعه ، ج 14 ، باب 106.





نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :

نویسنده مطلب :   افسران نویسنده          
--------------------------------------------------↓

نشانه ای از آخر الزمان

یَهْدی للحقّ

دانلود در اندازه واقعی

عنوان: نشانه ای از نشانه های آخر الزمان
حجم: 591 کیلوبایت

***********************************************

طرح نوشت:امام صادق علیه السلام فرمود: برای قیام قائم علیه السلام نشانه‌هایی است از جانب خدا برای مؤمنان.
محمد بن مسلم پرسید:« آن نشانه‌ها چیست؟
امام علیه السلام فرمود: خداوند در آیه 155 سوره بقره می‌فرماید « ولنبلونکم بشیء من الخوف والجوع و نقص من الاموال و الانفس والثمرات و بشرالصابرین.
مقصود خداوند این است که مؤمنان را قبل از ظهور قائم علیه السلام گرفتار می‌کند به ترس از پادشاهان بنی فلان در آخر حکومت‌شان و به گرسنگی به دلیل گرانی اجناس و کساد بازار و کم‌بودن سود و مرگ‌های فراگیر و سریع و کمی محصولات کشاورزی
و در انتها هم به صابرین بشارت می‌دهد که فرج مهدی علیه السلام نزدیک است .بحارالانوار

***********************************************

دلنوشت: کاش برایـــــــم کمی حرفــــــــ می زدی...

این روزها،دلــــــــم،صدای تو را کم دارد...


منبع : نبمکتــــ

http://nimkat.blog.ir





نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :


( کل صفحات : 5 )    1   2   3   4   5   

درباره وبسایت تـ ع ـجیل





گروه سایبری و امربمعروف تعجیل | TaaJiL






◄ موضوعـــــــات گروه تـ ع ـجیل ►
☼☼☼☼☼☼☼☼☼☼☼☼☼☼☼☼☼
 -----------------------------------
 ✔ اخبار ظهور                             
 
 ✔ آخرین تحولات دوران غیبت        
 
 ✔ دلنوشته های غـروب جمعه     
 
 ✔ ختم صلــوات جهت تـ ع ـجیل  
 
 ✔ مطالب مربوط به امام زمان عج  
 
 ✔ مهدی شناسی (شناخت امام) 
 
 ✔ ختم آیت الکرسی جهت تـ ع ـجیل

 ✔ آخرین سخنرانی های اساتید (رائفی پور, دکتر عباسی)
 
 ✔ شناخت فراماسونری, اُمانیسم, صهیونیزم, شیطان پرستی          
 
 
 
 -------------------------------------  
◄ موضوعـــــــات متفرقه ►
☼☼☼☼☼☼☼☼☼☼☼☼☼☼☼☼☼
 ----------------------------------------

 ✔ جنگ نرم 
 
 ✔ مطالب مناسبتی
 
 ✔ شهدا و فرهنگ شهادت           
 
 ✔ چادر حجاب برتر 
 
 ✔ ولایت و رهبری 
 
 ✔ نماز و آثار آن 
 
 ✔ قرآن کتاب هدایت 
 
 ✔ احادیث و ادعیه 
 
 ✔ مدیا مذهبی 
 
 ✔ جنگ سایبری
 
 ✔ اخبار داخلی و خارجی              
  
 ✔ تبادل لینک 12 گانه با پایگاههای ارزشی 
 
 ✔ ........ 
 
بشــــارت های ظهور


~-~-~-~-~-~-~-~-~-~-~-~

پخش آنلاین تمامی بشارت ها :


~-~-~-~-~-~-~-~-~-~-~-~
دانلود ام پی تری
تمامی بشارت ها :

بشارت اول
بشارت دوم
بشارت سوم
بشارت چهارم
بشارت پنجم



~-~-~-~-~-~-~-~-~-~-~-~


بشارت چهار


~-~-~-~-~-~-~-~-~-~-~-~


بشارت سه


~-~-~-~-~-~-~-~-~-~-~-~


بشارت دو


~-~-~-~-~-~-~-~-~-~-~-~


بشارت یک

آمار بازدید
  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
لینک 99 دوست آخر
تیم نویسندگی "گروه سایبری تعجیل" حضور شما رو در این پایگاه ارج مینهد.ء
نام و نام خانوادگی      
آدرس ایمیل      
ادیت قالب : mirzabeigi.com
کلیه حقوق این پایگاه برای تـ ع ـجیل | TaaJiL ( گروه سایبری و امر به معروف تعجیل ) محفوظ است