تبلیغات
Google

موج وبلاگی دوست شهیدت کیه !؟

تـ ع ـجیل | TaaJiL ( گروه سایبری و امر به معروف تعجیل ) - مطالب افسران نویسنده
taajil
عضویت در خبرنامه
با عضویت در گروه تعجیل, روزانه جدیدترین مطالب ارزشی برای شما ایمیل خواهد شد
اکنون به صفحه ای هدایت می شوید که باید کد امنیتی را وارد نمایید و در آخر بر روی لینکی که به ایمیل شما ارسال می شود کلیک کنید. با تشکر

~-~-~-~-~-~-~-~-~-~
همچنین، با وارد کردن ایمیل دوستان خود, آخرین مطالب ارزشی-مهدوی را به آنها هدیه خواهید داد.
~-~-~-~-~-~-~-~

number of Taajil.ir Feed Readers
همراهان تـ ع ـجیل

صدای میقات عمارنامه
ثامن تـــم
معببر سایبری فندرسک سنگر سایبری
ضد شیطان پرستی طرح بیعت منتظران با امام زمان (ع)
شیعه عاشق  آل کسا
 ورزشی پزشکی نماز torkaman
چتر حجاب
شهید تورجی زاده
javanskin
محض رضا
سربداران
پایگاه فرهنگی دختر چادری
پایگاه اینترنتی شهید احمدی روشن

تبادل لـــوگو
بانیان تعجیل
گروه سایبری مهندس میرزابیگی
گوگل پیج رنک  


مرکز پایگاههای مرجع شهیدان
گوگل پیج رنک  


 مقتدر مظلوم
گوگل پیج رنک  


 نماز
گوگل پیج رنک  


 ولایت خامنه ای حفظه الله
گوگل پیج رنک  


 امام منجی
گوگل پیج رنک  


 مهدی بیا
گوگل پیج رنک  


 مقر افسران جنگ سایبری
گوگل پیج رنک  

نویسنده مطلب :   افسران نویسنده          
--------------------------------------------------↓






































افسران - دیدار دانشجوی مشروب خور با آیت الله بهجت(ره)...



دانشجو بود؛
دنبال عشق و حال،
خیلی مقید نبود،
یعنی اهل خیلی کارها هم بود،تو یخچال خونه ش مشروب هم میتونستی پیدا کنی....

از طرف دانشگاه اردو بردنشون قم...

قرار شد با مرحوم آیت الله بهجت(ره)هم دیدار داشته باشن...

از این به بعد رو بذارید خود حمید براتون تعریف کنه...

وقتی رسیدیم پیش آقای بهجت...بچه ها تک تک ورود میکردن و سلام میگفتن،آقای بهجت هم به همه سلامی میگفت و تعارف میکرد که وارد بشن...

من چندبار خواستم سلام بگم منتظر بودم آقای بهجت به من نگاهی بکنن امااصلا صورتشون رو به سمت من برنمیگردوندن...
درحالیکه بقیه رو خیلی تحویل میگرفتن...
یه لحظه تو دلم گفتم:
""حمید،میگن این آقا از دل آدما هم میتونه خبر داشته باشه...تو با چه رویی انتظار داری تحویلت بگیره...!!!
تو که خودت میدونی چقدر گند زدی...!!!

""خلاصه خیلی اون لحظه تو فکرفرو رفتم...

تصمیم جدی گرفتم که دور خیلی چیزا خط بکشم،وقتی برگشتیم همه شیشه های مشروب رو شکستم،کارامو سروسامون دادم،تغییر کردم،مدتی گذشت،یکماه بود که روی تصمیمی که گرفته بودم محکم واستادم.

از بچه ها شنیدم که یه عده از بچه های دانشگاه دوباره میخوان برن قم،

چون تازه رفته بودم با هزار منت و التماس قبول کردن که اسم من رو هم بنویسن،اما به هرحال قبول کردن...
اینبار که رسیدیم خدمت آقای بهجت،من دم در سرم رو پایین انداخته بودم،

اون دفعه ایشون صورتش رو به سمتم نگرفته بود،تو حال خودم بودم که دیدم بچه ها صدام میکنن>>
""حمید..حمید...حاج آقا باشماست""
نگاه کردم دیدم آقای بهجت به من اشاره میکنن که بیا جلوتر...
آهسته در گوشم گفتن...:

"""یکماهه که امام زمانت رو خوشحال کردی..."""

به نقل از آیت الله احدی



نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
پنجشنبه 29 خرداد 1393

نویسنده مطلب :   افسران نویسنده          
--------------------------------------------------↓

افسران - فهمید بسیجی فرشته نجات است نه مامور وحشت

ادعای روشن فکریش میشد
کتابش را گذاشت
گفتند کجا میروی ؟
گفت خیابان ، میر حسین به کمک نیاز دارد
چادرش را برداشت ، یک باتوم مغزی هم داشت
دختر است دیگر میترسید کسی بهش حمله کند
از بسیجی ها میترسید ، آخر شنیده بود وحشی هستند
مغزش را شسته بودند ، در دانشگاه همه طرفدار سبزها بودند
میگفتند سبز رنگ آزادی و استقلال است
وارد خیابان شد ، هیچ تاکسی ای نبود
از خیابان پیاده خارج شد وارد میدان .... شد
اتش و دود از همه جا بلند بود ، انگار جنگ شده بود
حجابش را مرتب کرد ، روسری سبزش را محکم پیچید
وارد جمعیت معترض شد . وجود او در جمع غریبه بود
همه بی حجاب بودند و به طرز فجیعی حرف میزدند .
دغدغه کسی نظام و حمایت از اربابانشان نبود
همه میرقصیدند و دختر و پسر خود را به هم میکشیدند
درونش نا ارام بود . میترسید
ناگهان پسری بلند گفت بسیجی ...
ببینید بسیجیه این دختره که چادر داره بسیجیه
همه ریختند سرش ، دختره قسم میخورد که من بسیجی نیستم
گفتند اگر بسیجی نیستی روسری و چادرت رو در بیار
وحشیانه فریاد میزدند
درش بیار ، امل ، درش بیار ، بی فرهنگ ، درش بیار ذوب شده در ولایت
چادرش را کشیدند ، رفت زیر جمعیت
پسری رو سری اش را کشید سرش تا نیمه لخت شد
داشتند او را میکشیدند به جای خلوت برای تجاوز به عنف
ناگهان چندین بسیجی جوان با باطوم به جمعیت حمله کردند
عجیب بود ، کسی را نمیزدند
جمعیت سنگ میزد ، شیشه و بمب دست ساز میانداخت سمتشان
اما انها فقط فریاد میزدند میزنم ، میزنم ، برو عقب میزنم
کسی را نمیزدند ، جمعیت با افزایش جمعیت بسیجی ها پراکنده شد
نه کسی را میزدند و نه قصد بازداشت داشتند
فقط قصدشان ارام سازی بود
یکیشان دخترک را صدا زد
خواهر ؟
نمیای بریم ؟ اینجا براتون خطرناکه
سرش را بلند کرد ، یک جوان خوشرو با چادری خاکی در دست بود
به دخترک چادرش را داد ، اورا اسکورت کردند تا مقر خواهران
از خودش خجالت میکشید ، گریه اش گرفته بود
فهمیده بود وحشی واقعی کیست .
بسیجی ها نجاتش دادند . ولی انها میخواستند ...
فهمید که دغدغه قیام کشور و ملت نیست
فهمید که برای بی بند و باری و براندازی چادر امده اند
فهمید دلشان به حال کسی نسوخته امده اند تا دلها را بسوزانند
فهمید آقا دروغ نمیگوید ، اگر لخت نشوی لختت میکنند
فهمید بسیجی فرشته نجات است نه مامور وحشت
و فهمید و فهمید و فهمید ...
اما کاش زودتر فهمیده بود .
قبل از اینکه چادرش ، نشانه حضرت زهرا را از سرش بکشند
او حالا یک بسیجی است




نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :

نویسنده مطلب :   افسران نویسنده          
--------------------------------------------------↓

جوان : حاج آقا یک سوال داشتم؟

آقای بهجت با خشرویی فرمودند: بفرمایید:

جوون گفت : حاج آقا چیکار کنم که از عبادت لذت ببرم؟

آقا با همون لبخند زیباشون فرموند:

شما نمی خواد کاری  بکنی که از عبادت لذت ببری !

شما لذت های دیگه رو ترک کن

 لذت عبادت خودش میاد سراغت .

http://payaupload.ir/up/93/2/ztf4_9qcs_1_1_bahjat_1_.jpg



نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :

نویسنده مطلب :   افسران نویسنده          
--------------------------------------------------↓

به نام خداوند عشق و زیبایی


*خوشتر از نقش تو در عالم تصویر نبود*


مرا نگاه رئوفتــــــــــ کشانده تا اینجا

       خوش به حال دل ِ من    

                                   مثل تو دارد آقا...





نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
شنبه 27 اردیبهشت 1393

نویسنده مطلب :   افسران نویسنده          
--------------------------------------------------↓

shayad.gif



نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :

نویسنده مطلب :   افسران نویسنده          
--------------------------------------------------↓

توبه...

 قَــبــرها پُـر اَست اَز ...

جَوانانـــی كه...

 می خواستَند...

 دَر پـیری توبـه كُننَد...!




دیر نشــــــــــــــه ...!!!





نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :

نویسنده مطلب :   افسران نویسنده          
--------------------------------------------------↓

خیانت به شوهرم از چت کردن با مردی شروع شد....

چت

 همسرم را خیلی دوست داشتم، روزها او سرکار می‌رفت، من هم به کارهای منزل مشغول بودم و در اوقات فراغت کتاب می‌خواندم و گاهی برنامه‌های تلویزیون را نگاه می‌کردم، نزدیک ظهر مشغول درست کردن غذا بودم و به انتظار آمدن همسرم لحظه شماری می‌کردم...

روزی بعد از خرید مختصری به خانه برمی‌گشتم که در راه با زنی آشنا شدم، در مسیر تا رسیدن به خانه با هم صحبت می‌کردیم و از مسائل مختلف حرف می زدیم تا به مساله اینترنت و ابزار آن رسیدیم.

زن که اسمش نازنین بود می‌گفت: اینترنت فضای بسیار زیبا و متفاوتی است، انسان وقتی وارد اتاق‌های چت و گفتگو می‌شود دیگر گذر زمان را احساس نمی‌کند، و...

از سر کنجکاوی وارد این فضا شدم و از سر اتفاق با آقایی مشغول چت و گفتگو شدم، اوایل خیال می‌کردم گفتگوی با این مرد روی من تاثیری ندارد، و من این کار را برای پر کردن اوقات فراغت انجام می‌دادم.

روزها می‌گذشت و گفتگوهای من با این آقا وارد ابعاد حساس‌ی تر می‌شد، تا این که روزی با هم قرار ملاقات گذاشتیم، و این ملاقات فقط در حد گفتگو و چای خوردن در یک کافی شاپ بود.

ملاقات‌ها تکرار شد و هر بار ملاقات ما متفاوت تر از ملاقات قبلی بود تا بلاخره در این ملاقات‌ها چند باری به زنا آلوده شدیم و در یکی از ملاقات‌ها این رابطه لو رفت و من با یک دنیا خیانت از همسرم جدا شدم و اکنون منتظر دستور قضایی و یک زندگی تاریک و پر عذاب هستم...

----------------------------

متاسفانه اکثر کسانی که به گناهان بزرگ آلوده شده‌اند در ابتدا خیال می‌کردند که انسان مقاوم و باهوشی هستند و هیچ وقت فریب هوای نفس و شیطان را نمی‌خورند، تصور می‌کردند که دین خیلی سخت گیری کرده و از این که این همه هشدار می‌دهند با نامحرم رابطه برقرار نکنید شعاری بیش نیست، خیال می‌کردند که رابطه از طریق اینترنت به گناه خیانت نمی‌رسد و در همین اینترنت تمام می‌شود و...

همه این افراد غافل هستند که شیطان و هوای نفس هیچ وقت از تحریک انسان به سوی گناه دست برنمی‌دارد و همیشه و در همه جا همراه انسان هستند و انسان را به سوی زشتی‌ها و خیانت امر می‎کنند. همان‎گونه که خداوند در قرآن کریم می‎فرماید: «نفس (سركش) بسیار به بدی‌ها امر مى‏‌كند...»[۱]

علت اصلی این که انسان علاقه دارد با جنس مخالفش چت بکند و از این چت کردن لذت می‌برد، همین هوای نفس است، و او می‌داند که برای رسیدن به گناهان بزرگ باید از گناهان کوچک شروع کرد. و حتی گاهی شروع یک گناه بزرگ با اعمالی است که دو جنبه دارد، یک جنبه آن مثبت است «مثلا گفتگوی علمی با نامحرم» و یک جنبه آن منفی است و وقتی انسان چنین رفتاری را شروع کرد هوای نفس و شیطان به تقویت جنبه های منفی دامن می زنند و انسان را به سوی گناه اصل سوق می‌دهند.

خداوند از نفشه‌های هوای نفس و شیطان رجیم با خبر است و لذا هم در قران کریم از اختلاط و خلوت زن  مرد نهی کرده است و هم به وسیله اهل بیت این مساله را تاکید و سفارش کرده است.

امام صادق علیه السلام در روایتی گناهان را به منطقه ممنوعه و نفس سرکش را به حیوانی تشبیه کرده است که اگر در اطراف منطقه ممنوعه پرسه بزند، احتمال این که وارد منطقه ممنوعه بشود بسیار زیاد است.

حضرت در این روایت می‌فرماید: «گناهان قُرُق‎گاه خداوند است (همانند چراگاه‌هایی که منطقة ممنوعه اعلام شده است) و هر کس گلّه خود را در اطراف قرق گاه بچراند،‌ ممکن است (شیطان کم کم او را وسوسه کند تا ) وارد آن شود.»[۲]

چت کردن، اس ام اس، گفتگوی حضوری، و... با نامحرم و یا جنس مخالف از همان قرق‎گاه‌هایی است که هر کسی در اطرافش گردش کند احتمال این که شیطان و هوای نفس او را به داخل قرق گاه بکشند خیلی زیاد است و اگر انسان به این قرق‎گاه وارد شد، دیگر به راحتی نمی‌تواند از آن بیرون بیاید و گاهی آن چنان در گناهان غرق می‌شود که زنا و خیانت از کوچکترین آن‌ها است.

رابطه با جنس مخالف در هر فضایی که باشد، آنقدر خطرناک است که انسان را به بدترین نوع خیانت‌ها که خیانت انسان به همسر خویش است می‌کشاند؛ و خیانت می‌تواند بنیاد اجتماع را ویران کند؛ چرا که بنیاد اجتماع بر پایه کوچک‌ترین آن یعنی خانواده نهاده شده است؛ اگر خیانت در خانواده شکل بگیرد شخص اطمینان خویش را به جامعه بزرگ‌تر از دست می‌دهد و بر این گمان می‌رود که همه اهل خیانت هستند و می‌بایست به آنان همان گونه که هستند برخورد کرد؛ از این روست که بنیاد اجتماع از درون خانواده فرو می‌پاشد. این گونه است که مساله امانت نسبت به همسران به ویژه از سوی زنان مورد تاکید ایات قرآنی است.

خداوند از مرد و زن خواسته است که نسبت به هم وفادار باشند و خیانت نورزند ؛ زیرا خیانت به همسر نه تنها خیانت به خود می‌باشد بلکه خیانت به جامعه نیز محسوب می‌شود و جامعه را از درون فرو می‌پاشد و اطمینان و اعتماد عمومی را سلب می‌کند. آیه ۵۲ سوره یوسف از تجاوز به ناموس مردم به عنوان خیانت به آنان یاد می‌کند و تبیین می‌کند که اگر زنی خود را در اختیار غیر همسر قرار دهد در حقیقت به شوهر خویش خیانت کرده است.

با توجه به مطالب فوق می شود به این نتیجه رسید که اینترنت همان اندازه که می تواند مفید باشد، استفاده نادرست از آن می‌تواند بسیار خطرناک باشد و یکی از استفاده های نادرست از اینترنت چت کردن و گفتگوی با نامحرم است که بسیاری از اوقات به گناهان بسبار خطرناکی تبدیل می شود.

----------------------------

پی نوشت:

[۱]. «وَ ما أُبَرِّئُ نَفْسی‏ إِنَّ النَّفْسَ لَأَمَّارَةٌ بِالسُّوءِ إِلاَّ ما رَحِمَ رَبِّی إِنَّ رَبِّی غَفُورٌ رَحیمٌ». [سوره یوسف آیه ۵۳]
[۲]. «إِنَّ لِكُلِّ مَلَكٍ حِمْىً وَ إِنَّ حِمَى اللَّهِ مَحارِمُهُ فَمَنْ وَقَعَ حَوْلَ الْحِمَى یوْشَكَ أَنْ یَقَعَ فِیه». [وسائل الشیعه»، جلد ۲۷، صفحه ۱۶۷، حدیث ۳۳۵۰۷]
[۳]. ذَلِكَ لِیعْلَمَ أَنِّی لَمْ أَخُنْهُ بِالْغَیبِ وَأَنَّ اللَّهَ لَا یهْدِی كَیدَ الْخَائِنِینَ [سوره یوسف آایه ۵۳] این سخن را بخاطر آن گفتم تا بداند من در غیاب به او خیانت نکردم؛ و خداوند مکر خائنان را هدایت نمی‌کند!





نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
چهارشنبه 16 بهمن 1392

نویسنده مطلب :   افسران نویسنده          
--------------------------------------------------↓

امروز سر چهار راه کـتـک بـدی از یـک دختـر بچـه ی هفـت سـالـه خـوردم !

 اگه دل به درددلم بدین قضیه دستگیرتون میشه ...

پشت چراغ قرمز تو ماشین داشتم با تلفن حرف میزدم و برای طرفم شاخ و شونه میکشیدم که نابودت میکنم ! به زمینو زمان میکوبمت تا بفهمی با کی در افتادی! زور ندیدی که اینجوری پول مردم رو بالا میکشی و... 

خلاصه فریاد میزدم که دیدم یه دختر بچه یه دسته گل دستش بود و چون قدش به
پنجره ی ماشین نمی رسید هی می پرید بالا و میگفت آقا گل ! آقا این گل رو بگیرید...


منم در کمال قدرت و صلابت و در عین حال عصبانیت داشتم داد میزدم و هی هیچی نمیگفتم به این بچه ی مزاحم! اما دخترک سمج اینقد بالا پایین پرید که دیگه کاسه ی صبرم لبریز شد و سرمو آوردم از پنجره بیرون و با فریاد گفتم: بچه برو پی کارت ! من گـــل نمیخـــرم ! چرا اینقد پر رویی! شماها کی میخواین یاد بگیرین مزاحم دیگران نشین و ... 

دخترک ترسید و کمی عقب رفت! رنگش پریده بود ! وقتی چشماشو دیدم ناخودآگاه ساکت شدم! نفهمیدم چرا یک دفعه زبونم بند اومد! البته جواب این سوالو چند ثانیه بعد فهمیدم!


ساکت که شدم و دست از قدرت نمایی که برداشتم، اومد جلو و با ترس گفت:

 آقا! من گل نمیفروشم! آدامس میفروشم! 

دوستم که اونورخیابونه گل میفروشه! این گل رو برای شما ازش گرفتم که اینقد ناراحت نباشین! اگه عصبانی بشین قلبتون درد میگیره و مثل بابای من میبرنتون بیمارستان، دخترتون گناه داره ...


دیگه نمیشنیدم! خدایا! چه کردی با من! این فرشته ی کوچولو چی میگه؟!
حالا علت سکوت ناگهانیمو فهمیده بودم! کشیده ای که دخترک با نگاه مهربونش بهم زده بود، توان بیان رو ازم گرفته بود! و حالا با حرفاش داشت خورده های غرور بی ارزشمو زیر پاهاش له میکرد!


یه صدایی در درونم ملتمسانه میگفت: رحم کن کوچولو! آدم از همه ی قدرتش که برای زدن یک نفر استفاده نمیکنه! ... اما دریغ از توان و نای سخن گفتن!


تا اومدم چیزی بگم، فرشته ی کوچولو، بی ادعا و سبکبال ازم دور شد! اون حتی بهم آدامس هم نفروخت!

 هنوز رد سیلی پر قدرتی که بهم زد روی قلبمه! 

چه قدرتمند بود!همیشه مواظب باشید با کی درگیر میشید! ممکنه خیلی قوی باشه و بد جور کتک بخورید که حتی نتونید دیگه به این سادگیا روبراه بشین ...





نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :

نویسنده مطلب :   افسران نویسنده          
--------------------------------------------------↓

دریافت | حتما بشنوید ؛ این فایل مربوط به حدودا یک هفته پیش هستش ..؛ این هم فایل کاملش برای دوستانی که نیاز دارند .

دریافت | این فیلم هم مربوط به شیخ عرعور(رهبر تروریست های سوریه ) هستش که به صراحت اعلام میکنه ما سپاه سفیانی هستیم! 

نبرد نهایی نزدیک است ان شاالله ../





نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :

نویسنده مطلب :   افسران نویسنده          
--------------------------------------------------↓

 

مباهله، روز اثبات نبوت پیامبر گرامی اسلام است.

مباهله، روز عزت اسلام است.

مباهله، مهر تأییدی است بر ولایت علی علیه‌السلام.

مباهله، برافرازنده پرچم ولایت علی علیه‌السلام بر مدار هستی است.

مباهله، نمایشگر جایگاه والای اهل بیت علیه‌السلام است.

مباهله، داستان فضیلت اهل بیت رسول است؛ آنجا که خدا فرمان داد تنها زنان و فرزندان و جان‌هایتان را به میدان بیاورید؛ با رسول خداصلی‌الله‌علیه‌و‌آله تنها فاطمه علیهاالسلام و حسن و حسین علیه‌السلام ماندند و علی علیه‌السلام!

مباهله، مایه مباهات مسلمین است. داستان عظمت دینی است که در قلب‌های مسلمانان به بار خواهد نشست.

مباهله، شکوهِ اسلام است که خدا آن را کامل‌ترین دین برای بشر، پسندیده است.

روز مباهله، روز عزت و افتخار شیعه مبارک باد!

روز مباهله، روز جهانی اهل بیت مبارک!

گرامی باد!مبارک باد روز عظیم مباهله؛ روزی که به یُمن ایمان نابِ رسول خدا و اهل بیتش علیه‌السلام مسلمین مفتخر شدند و شرک به زانو درآمد!

وقتی پیامبر(ص) خدا با توكل به ایمان ناب و استوارشان تنها با چهار نفر از خاصان ونزدیكانشان در مقابل دیدگان همه مباهله را پذیرفتند بیش از پیش حقانیت دین اسلام  در دعوت به پرستش خدای یكتا و دوری از شك و تردید بر همگان به ویژه اعراب و مسیحیان آشكار گشت و همچنین رسول‌الله اهل‌بیت خودش را كه آن‌ها نیز مانند خودشان امانتدار اسرار الهی بودند به طور رسمی به مردم معرفی كردند تا سرآمدان خاندان نبوی و امامت به حق فرزندانشان را به مسلمانان بشارت دهند. آنچه كه تا امروز همچنان به عنوان مستمسك همه دل‌شكستگان و حقیقت‌جویان برای پذیرفته‌شدن در درگاه بنده نواز الهی پاس داشته می‌شود.

معنای مباهله

  اصل ماجرا

  ۱۲ درس مباهله در ۱۲ جمله

 




ادامه مطلب


نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :

نویسنده مطلب :   افسران نویسنده          
--------------------------------------------------↓

مسیر بهشت از کنار توئه

چه راحت هواتو نفس می کشم

پای هر کی غیر تو باشه وسط ...

بهم شک نکن پامو پس میکشم

 

      

 





نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :

نویسنده مطلب :   افسران نویسنده          
--------------------------------------------------↓

 
قال رسول الله (صلی الله علیه و آله):

قبر در هر روز پنج کلمه را فریاد میزند.

  
1- اَنا بَیْتُ الْوَحْدَه فَاحْمِلوا اِلیَّ اَنیساً
من خانه تنهاییم پس با خود انیس و مونسی به سوی من آورید
( تلاوت قرآن )
 
2-اَنا بَیْتُ الْظُّلْمَه فَاحْمِلوا اِلیَّ سِراجاً
من خانه تاریکی هستم پس با خودتان چراغی به سوی من آورید
( نافله شب )
 
3-اَنا بَیْتُ التُرابْ فَاحْمِلوا اِلیَّ فِراشاً
من خانه خاکیی هستم پس با خودتان فرشی به سوی من بیاورید
( عمل صالح )
 
4-اَنا بَیْتُ الْعِقابْ فَاحْمِلوا اِلیَّ تَرْیاقاً
من خانه گزندگان هستم پس با خودتان پادزهری به سوی من بیاورید
 ( لااله الا الله و محمد رسول الله و علی ولی الله )
 
5-اَنا بَیْتُ الْفَقْرْ فَاحْمِلوا اِلیَّ کَنْزاً
من خانه فقر هستم پس با خودتان گنجی به سوی من بیاورید
( صدقه )




نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :


( کل صفحات : 5 )    1   2   3   4   5   

درباره وبسایت تـ ع ـجیل





گروه سایبری و امربمعروف تعجیل | TaaJiL






◄ موضوعـــــــات گروه تـ ع ـجیل ►
☼☼☼☼☼☼☼☼☼☼☼☼☼☼☼☼☼
 -----------------------------------
 ✔ اخبار ظهور                             
 
 ✔ آخرین تحولات دوران غیبت        
 
 ✔ دلنوشته های غـروب جمعه     
 
 ✔ ختم صلــوات جهت تـ ع ـجیل  
 
 ✔ مطالب مربوط به امام زمان عج  
 
 ✔ مهدی شناسی (شناخت امام) 
 
 ✔ ختم آیت الکرسی جهت تـ ع ـجیل

 ✔ آخرین سخنرانی های اساتید (رائفی پور, دکتر عباسی)
 
 ✔ شناخت فراماسونری, اُمانیسم, صهیونیزم, شیطان پرستی          
 
 
 
 -------------------------------------  
◄ موضوعـــــــات متفرقه ►
☼☼☼☼☼☼☼☼☼☼☼☼☼☼☼☼☼
 ----------------------------------------

 ✔ جنگ نرم 
 
 ✔ مطالب مناسبتی
 
 ✔ شهدا و فرهنگ شهادت           
 
 ✔ چادر حجاب برتر 
 
 ✔ ولایت و رهبری 
 
 ✔ نماز و آثار آن 
 
 ✔ قرآن کتاب هدایت 
 
 ✔ احادیث و ادعیه 
 
 ✔ مدیا مذهبی 
 
 ✔ جنگ سایبری
 
 ✔ اخبار داخلی و خارجی              
  
 ✔ تبادل لینک 12 گانه با پایگاههای ارزشی 
 
 ✔ ........ 
 
بشــــارت های ظهور


~-~-~-~-~-~-~-~-~-~-~-~

پخش آنلاین تمامی بشارت ها :


~-~-~-~-~-~-~-~-~-~-~-~
دانلود ام پی تری
تمامی بشارت ها :

بشارت اول
بشارت دوم
بشارت سوم
بشارت چهارم
بشارت پنجم



~-~-~-~-~-~-~-~-~-~-~-~


بشارت چهار


~-~-~-~-~-~-~-~-~-~-~-~


بشارت سه


~-~-~-~-~-~-~-~-~-~-~-~


بشارت دو


~-~-~-~-~-~-~-~-~-~-~-~


بشارت یک

آمار بازدید
  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
لینک 99 دوست آخر
تیم نویسندگی "گروه سایبری تعجیل" حضور شما رو در این پایگاه ارج مینهد.ء
نام و نام خانوادگی      
آدرس ایمیل      
ادیت قالب : mirzabeigi.com
کلیه حقوق این پایگاه برای تـ ع ـجیل | TaaJiL ( گروه سایبری و امر به معروف تعجیل ) محفوظ است