تبلیغات
Google

موج وبلاگی دوست شهیدت کیه !؟

تـ ع ـجیل | TaaJiL ( گروه سایبری و امر به معروف تعجیل )
taajil
عضویت در خبرنامه
با عضویت در گروه تعجیل, روزانه جدیدترین مطالب ارزشی برای شما ایمیل خواهد شد
اکنون به صفحه ای هدایت می شوید که باید کد امنیتی را وارد نمایید و در آخر بر روی لینکی که به ایمیل شما ارسال می شود کلیک کنید. با تشکر

~-~-~-~-~-~-~-~-~-~
همچنین، با وارد کردن ایمیل دوستان خود, آخرین مطالب ارزشی-مهدوی را به آنها هدیه خواهید داد.
~-~-~-~-~-~-~-~

number of Taajil.ir Feed Readers
همراهان تـ ع ـجیل

صدای میقات عمارنامه
ثامن تـــم
معببر سایبری فندرسک سنگر سایبری
ضد شیطان پرستی طرح بیعت منتظران با امام زمان (ع)
شیعه عاشق  آل کسا
 ورزشی پزشکی نماز torkaman
چتر حجاب
شهید تورجی زاده
javanskin
محض رضا
سربداران
پایگاه فرهنگی دختر چادری
پایگاه اینترنتی شهید احمدی روشن

تبادل لـــوگو
بانیان تعجیل
گروه سایبری مهندس میرزابیگی
گوگل پیج رنک  


مرکز پایگاههای مرجع شهیدان
گوگل پیج رنک  


 مقتدر مظلوم
گوگل پیج رنک  


 نماز
گوگل پیج رنک  


 ولایت خامنه ای حفظه الله
گوگل پیج رنک  


 امام منجی
گوگل پیج رنک  


 مهدی بیا
گوگل پیج رنک  


 مقر افسران جنگ سایبری
گوگل پیج رنک  

نویسنده مطلب :   محمدجواد میرزابیگے          
--------------------------------------------------↓

 

همونطور كه می دونید فردا 15 فوریه (25 بهمن) به نام روز والـنـتـایـن نامگذاری شده. 

(البته در فرهنگ غرب،نه در فرهنگ ناب ایرانی اسلامی )

                                    

 توی این روز متاسفانه باب هست كه عشاق!!!

(دوست دختر و دوست پسرها) به هم هدیه میدن به رسم دوست داشتن!!!

 هرچقدر هدیه گرانبهاتر باشه ، نشون دهنده دوست داشتن و ابراز علاقه بالای طرف مقابل هست و این یعنی ترویج تجمل گرایی.

 اكثر كادوها هم  به رنگ قرمز "نماد شیطان پرستا" و نماد اون هم اشكالی بصورت قلب هست.



------------------------------------------

با مطالعه چند تا مقاله انگلیسی زبان ، پی به ماهیت اصلی این روز بردم:::

 والـنـتـایـن روزی است كه در آن فرد به شریك جنسی خود هدیه ای را تقدیم می كند. 

طرف مقابل هم ]چه زن باشد ، چه مرد ، چه مجرد و چه متاهل[ خود را در این روز كاملا 

در اختیار شریك جنسی مقابل خود قرار می دهد !!!!!


 نكته جالب تر اینكه مخاطب اصلی ]بیشترین مخاطب[ این روز ، زنان متاهلی هستند كه 

در دوران مجردی خود با پسرانی رابطه داشته اند و برای اینكه اثبات كنند هنوز هم دوستشان دارند ،

 این روز را به هم تبریك می گویند و ادامه ماجرا .....!!! 

و این یعنی ترویج فحشا و فساد كه از اكثر دوستان تهرانی هم خیلی این قضیه رو شنیدم.

 در واقع این روز روزی است كه همه مردم مجرد هستند و هیچ كسی نسبت به تعهدات اخلاقی خود متعهد نیست.

خب باز هم قانع نشدم و برای اینكه این موضوع رو توی وبلاگم بزارم ، با یكی از اساتیدم كه سابقاَ توی دانشگاه شیراز جامعه شناسی تدریس می كردن و چند سالی هم در انگلستان زندگی كردن ، موضوع رو در میان گذاشتم و ایشون هم مهر تایید رو بر این موضوع زدن.

------------------------------------------

پیشنهاد میشود که روز ازدواج امام علی(ع) و همسرش فاطمه(س) را که نماد یک زوج مسلمان موفق و نمونه در طول تاریخ هستند را در ایران به عنوان «روز عشق‌ورزی» نام‌گذاری کنیم تا علائق و نیازهای جوانان به‌صورت هدف‌دار حول همین محور نورانی شکل بگیرد.

------------------------------------------

منبع : http://husneyusuf.com/1390/11

این ویدئو را حتما ببینید

حجت الاسلام شهاب مرادی در مورد ولنتاین

------------------------------------------







نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :

نویسنده مطلب :   محمدجواد میرزابیگے          
--------------------------------------------------↓

عارفانه‌های خواندنی یک مادر و یک فرزند
 
التماس‌های محمدعلی وخواب مادر
 
 

از آن روزهایی سخن می گفت که فرزندش محمد، دوباره هوای سفر به جبهه ها را در سر داشت و می‌خواست به هر شکل ممکن رضایت مادر را برای رفتن دوباره به این سفر جلب کند. مادر دلش راضی نمی شد، از پسر اصرار و از مادر مخالفت. اما در نهایت دل مادر طاقت نیاورد که اشک های پسر را تحمل کند و به این سفر رضایت داد ...

خاطرات مادر شهید «محمد علی توسلی» :

جلوی آینه موهایش را شانه می زد. نگاهش کردم؛ بچه ام خیلی خوش قد و بالا شده بود. یک مرتبه دلم ریخت پایین و با خودم گفتم:« اگه محمدم تو جبهه پاش قطع بشه چه کار کنم؟ اگه دستش قطع بشه؟ اگه سرش بره چی..؟ ». حالم بد شد. محمد از توی آینه منو دید و گفت: « چی شده مامان؟» خودم رو جمع و جور کردم و گفتم: «هیچی مادرجان! مادرا هر وقت بچه شون رو می بینن ذوق می کنن!» او ساکت شد. بعد از چند لحظه گفت:«مامان اجازه میدی چند کلمه باهات حرف بزنم». گفتم:« ببین بچه جان! اگه می خوای باز بگی که می خوام برم شهید بشم حوصله ندارم. تو رو به خدا بس کن». محمد دیگه چیزی نگفت و از اتاق رفت بیرون. انگار صد نفر ملامتم می کردند. تو ذهنم این سوالا می پیچید: چرا نذاشتی حرفشو بزنه؛ اگه رفت و شهید شد؟ دلت می سوزه ....! محمد چند لحظه بعد برگشت.گفتم: «محمد جان، بیا هر چی می خوای بگو پسرم». خندید و گفت: «بالاخره راضی شدی حاج خانوم! حرف می زنم به شرطی که یک قول بدی و بدقولی نکنی». من هم گفتم: «باشه». محمد اومد و روبه روم نشست؛ دستش رو گذاشت روی زانوم و گفت: «ببین مامان جان، من که این راه رو انتخاب کردم، از در این خونه که می رم بیرون دل از تو که عزیز ترینم هستی می کنم. فقط برای رضای خدا این کار رو می کنم که بتونم راحت تر بجنگم؛ از تو هم همینو می خوام. بیا و برای رضای خدا دل از من بکن. بیا و منو در راه خدا بده. تو منو می خوای چکار؟»

به خیال خودم می خواستم قانعش کنم. جواب دادم: «خب هر مادری امیدواره که فرزندش وقت پیری عصای دستش باشه ...»

مادرجان، از خدا بخواه اسم من رو در ردیف شهدا بنویسه

گفت: «مامان جان اشتباه شما همین جاست. اونی که دست شما رو می گیره خداست، نه من، من فقط یک وسیله ام ... » محمد علی دیگه به گریه افتاده بود، التماس می کرد و می گفت: مامان جان! تو رو به جگر پاره پاره امام حسن مجتبی، تو رو به پهلوی شکسته حضرت زهرا(س)، تو رو به امام رضا(ع)، بیا و برو دامن زهرا (س) رو بگیر. تو مادری و پیش خدا آبرو داری. از خدا بخواه اسم من رو تو ردیف شهدا بنویسه. مادرجان این دنیا زندونه. همه رفقام رفتن و من تنها موندم. بیا و از خدا بخواه منم با این قافله سفر کنم. قول می دم اگه شهید شدم توی بهشت نرم و منتظر بمونم که اول شما بیای و وارد بهشت بشی .... محمد اشک می ریخت و التماس می کرد. حال خودم رو نمی‌فهمیدم. یاد آن روزی افتادم که به همسرم گفته بودم «محمد فرزند ما نیست، فرزند آسمان هاست». یادآوری این جمله تکانم داد. دست به آسمان بلند کردم و گفتم: خدایا محمدم را برای تو و در راه تو می دهم...

محمد پیشانی ام رو بوسید؛ لبخندی زد و گفت: مادرجان من به تو افتخار می کنم. تو مثل حضرت زینبی ...

دل از محمدم کندم

چند روز بعد محمد دوباره به جبهه برگشت. من هم برای تشییع شهدا به حرم رفتم. هشت شهید رو آورده بودن و به وصیت خودشون دور حوض صحن حرم طواف شون می دادن. یک مرتبه دیدم چند تا کبوتر اومدن و نشستن روی تابوت ها. یاد غربت جسد مطهر امام حسن (ع) افتادم. خیلی گریه کردم. رو به ایوان طلا ایستادم و به آقا گفتم: «یا امام هشتم! همین جا تو را برای فردای قیامت شاهد می گیرم که دل از محمدم کندم. خدایا محمد رو به آرزوش برسون ... حرفام رو با امام رضا (ع) زدم و آمدم خانه. همون شب خواب دیدم. توی صحن امام رضا (ع) عده زیادی رو دیدم که با لباسای سفید و کمر بند مشکی به حالت احترام دستاشونو روی زانو گذاشته بودن و ردیف تو صف نشسته بودن؛ پرسیدم اینا چرا اینجا نشستن؟ یک صدایی جواب داد:« اینجا صف شهادته» جلوتر اومدم، محمد رو دیدم که داخل صف نشسته بود. صدایش کردم. صورتش رو به طرفم برگرداند و گفت: «بله مامان!» گفتم:«مادرجان چرا این جا نشستی؟ اینجا صف شهادته ! »جواب داد: « صبر داشته باش مادر! صبر داشته باش». گریه کردم و گفتم: «محمد جان طاقت ندارم... ». باز هم گفت: «صبر داشته باش» نگاهی به اول صف انداختم. جوان هایی که نوبت شان می شد یکی یکی مثل برق می‌پریدند و به آسمان می رفتند. پرسیدم: «این ها کجا رفتند؟» و صدایی پاسخ داد: «به شهادت رسیدند» یک مرتبه دیدم نوبت محمد شده .با نگرانی گفتم:«محمد ! نوبت تو رسید!» گفت:«شکر!» محمد وقتی می خواست به آسمان بپرد باز هم گفت: « مادر صبر داشته باش!»

گلم ! بلبلم! رفتی و شهید شدی؟

در همان عالم خواب گریه کنان به خانه آمدم. ناگهان زنگ در حیاط به صدا در آمد. در را باز کردم. دیدم یک فرشته پشت در است. دو بال داشت. اما سرش شبیه چهره محمد بود. با بال هایش زنگ را فشار می داد، بعد می رفت پشت دیوار پنهان می شد و مثل دوران بچگی دالی دالی می کرد. من گریه می کردم و او با به هم زدن بالهایش با من شوخی می کرد .... از خواب پریدم. ساعت 2 نیمه شب بود. به بیرون از خانه رفتم و فریاد زدم: «گلم ! بلبلم! رفتی و شهید شدی؟ ... »

همسرم می گفت: « دیوانه شده ای؟ نصف شبی توی کوچه فریاد می زنی که چه؟» گفتم : «حاج آقا محمدم شهید شده! محمدم به آرزوش رسید...» . با هول و ولا شب رو صبح کردم. صبح که شد همسایه مان آمد و گفت « آقا رضا، پسرت از تهران تماس گرفته و با شما کار داره!»، آخر اون موقع ما هنوز در خانه تلفن نداشتیم. تعجب کردم، می دانستم که رضا منطقه است. با خودم گفتم تهران چه کار می کند؟ از پشت تلفن صدای رضا می آمد. اولش سعی داشت خودش رو معمولی و عادی نشون بده اما بالاخره طاقت نیاورد و گفت: «مامان بی داداش شدم ! محمد شهید شد !»

مثل مرغ بی بال و پر شدم. هر چه محکم تر قدم بر می داشتم سخت‌تر به زمین می خوردم. اون قدر تلو تلو خوردم تا به خانه رسیدم. فامیل که خبر شهادت محمد رو شنیدن همه آمدند. خانه را مرتب کردند. حجله بستند و دسته گلی هم به دست من دادند. همگی با هم رفتیم معراج شهدا. به معراج شهدا که رسیدم مقابل در ورودی ایستادم. نه توان جلو رفتن داشتم و نه جرأتش را. به همه شهدا سلام دادم و بعد خطاب به محمد گفتم:« مادرجان دامادیت مبارک! یادته بهت می گفتم بیا دختری رو برات خواستگاری کنیم و می گفتی « مامان جان ! می خوام توی جبهه داماد بشم، اونم به دست امام زمان (عج)!».

بالاخره هم که داماد شدی. اما مادر! محمد جان! من جرأت جلو آمدن ندارم. نمی دونم سرت سالمه یا نه؟ دست داری؟ پا داری؟ ... اصلا نمی دونم مادر صورتت سالمه یا نه؟ پسرم از آقا امام زمان (عج) بخواه ذره ای استقامت به من ببخشه که بتونم تحمل کنم. با این درد دل یک کمی آروم شدم. جلو رفتم، پارچه رو از روی ماهش کنار زدم؛ به خدا قسم لبخند تو صورتش بود. گونه هاش به سرخی می زد و پوستش اون قدر لطیف بود که فکر می کردی همین حالا از حمام آمده بیرون.محمدم از همیشه قشنگ تر شده بود. دستم رو زیر گردنش گذاشتم. یک شاخه گل هم گذاشتم روی صورتش. گلاب بهش پاشیدم. تربت ابا عبدا... روی چشمش گذاشتم. بعد صورت به صورتش گذاشتم و بوسیدمش. می خواستم خودم رو روی سینه اش بندازم، ولی با خود گفتم آزرده است و اذیت خواهد شد. آخر سینه اش خونی بود، ترکشی از پشت به جگرش خورده بود. دوباره صورتش رو بوسیدم و آرام کنار آمدم. وقتی به خودم آمدم از معراج آورده بودنم بیرون ...

منبع : http://khodaazad.blogfa.com/





نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :

نویسنده مطلب :   پــــر پـــــرواز          
--------------------------------------------------↓

   وقتی خودت را باور کنی

و روحت را الهی و گرانمایه ببینی ,

 خود به خود موجودی می شوی

************************************

که می تواند معجزه بیافریند....


 

 





نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :

نویسنده مطلب :   افسران نویسنده          
--------------------------------------------------↓

خیانت به شوهرم از چت کردن با مردی شروع شد....

چت

 همسرم را خیلی دوست داشتم، روزها او سرکار می‌رفت، من هم به کارهای منزل مشغول بودم و در اوقات فراغت کتاب می‌خواندم و گاهی برنامه‌های تلویزیون را نگاه می‌کردم، نزدیک ظهر مشغول درست کردن غذا بودم و به انتظار آمدن همسرم لحظه شماری می‌کردم...

روزی بعد از خرید مختصری به خانه برمی‌گشتم که در راه با زنی آشنا شدم، در مسیر تا رسیدن به خانه با هم صحبت می‌کردیم و از مسائل مختلف حرف می زدیم تا به مساله اینترنت و ابزار آن رسیدیم.

زن که اسمش نازنین بود می‌گفت: اینترنت فضای بسیار زیبا و متفاوتی است، انسان وقتی وارد اتاق‌های چت و گفتگو می‌شود دیگر گذر زمان را احساس نمی‌کند، و...

از سر کنجکاوی وارد این فضا شدم و از سر اتفاق با آقایی مشغول چت و گفتگو شدم، اوایل خیال می‌کردم گفتگوی با این مرد روی من تاثیری ندارد، و من این کار را برای پر کردن اوقات فراغت انجام می‌دادم.

روزها می‌گذشت و گفتگوهای من با این آقا وارد ابعاد حساس‌ی تر می‌شد، تا این که روزی با هم قرار ملاقات گذاشتیم، و این ملاقات فقط در حد گفتگو و چای خوردن در یک کافی شاپ بود.

ملاقات‌ها تکرار شد و هر بار ملاقات ما متفاوت تر از ملاقات قبلی بود تا بلاخره در این ملاقات‌ها چند باری به زنا آلوده شدیم و در یکی از ملاقات‌ها این رابطه لو رفت و من با یک دنیا خیانت از همسرم جدا شدم و اکنون منتظر دستور قضایی و یک زندگی تاریک و پر عذاب هستم...

----------------------------

متاسفانه اکثر کسانی که به گناهان بزرگ آلوده شده‌اند در ابتدا خیال می‌کردند که انسان مقاوم و باهوشی هستند و هیچ وقت فریب هوای نفس و شیطان را نمی‌خورند، تصور می‌کردند که دین خیلی سخت گیری کرده و از این که این همه هشدار می‌دهند با نامحرم رابطه برقرار نکنید شعاری بیش نیست، خیال می‌کردند که رابطه از طریق اینترنت به گناه خیانت نمی‌رسد و در همین اینترنت تمام می‌شود و...

همه این افراد غافل هستند که شیطان و هوای نفس هیچ وقت از تحریک انسان به سوی گناه دست برنمی‌دارد و همیشه و در همه جا همراه انسان هستند و انسان را به سوی زشتی‌ها و خیانت امر می‎کنند. همان‎گونه که خداوند در قرآن کریم می‎فرماید: «نفس (سركش) بسیار به بدی‌ها امر مى‏‌كند...»[۱]

علت اصلی این که انسان علاقه دارد با جنس مخالفش چت بکند و از این چت کردن لذت می‌برد، همین هوای نفس است، و او می‌داند که برای رسیدن به گناهان بزرگ باید از گناهان کوچک شروع کرد. و حتی گاهی شروع یک گناه بزرگ با اعمالی است که دو جنبه دارد، یک جنبه آن مثبت است «مثلا گفتگوی علمی با نامحرم» و یک جنبه آن منفی است و وقتی انسان چنین رفتاری را شروع کرد هوای نفس و شیطان به تقویت جنبه های منفی دامن می زنند و انسان را به سوی گناه اصل سوق می‌دهند.

خداوند از نفشه‌های هوای نفس و شیطان رجیم با خبر است و لذا هم در قران کریم از اختلاط و خلوت زن  مرد نهی کرده است و هم به وسیله اهل بیت این مساله را تاکید و سفارش کرده است.

امام صادق علیه السلام در روایتی گناهان را به منطقه ممنوعه و نفس سرکش را به حیوانی تشبیه کرده است که اگر در اطراف منطقه ممنوعه پرسه بزند، احتمال این که وارد منطقه ممنوعه بشود بسیار زیاد است.

حضرت در این روایت می‌فرماید: «گناهان قُرُق‎گاه خداوند است (همانند چراگاه‌هایی که منطقة ممنوعه اعلام شده است) و هر کس گلّه خود را در اطراف قرق گاه بچراند،‌ ممکن است (شیطان کم کم او را وسوسه کند تا ) وارد آن شود.»[۲]

چت کردن، اس ام اس، گفتگوی حضوری، و... با نامحرم و یا جنس مخالف از همان قرق‎گاه‌هایی است که هر کسی در اطرافش گردش کند احتمال این که شیطان و هوای نفس او را به داخل قرق گاه بکشند خیلی زیاد است و اگر انسان به این قرق‎گاه وارد شد، دیگر به راحتی نمی‌تواند از آن بیرون بیاید و گاهی آن چنان در گناهان غرق می‌شود که زنا و خیانت از کوچکترین آن‌ها است.

رابطه با جنس مخالف در هر فضایی که باشد، آنقدر خطرناک است که انسان را به بدترین نوع خیانت‌ها که خیانت انسان به همسر خویش است می‌کشاند؛ و خیانت می‌تواند بنیاد اجتماع را ویران کند؛ چرا که بنیاد اجتماع بر پایه کوچک‌ترین آن یعنی خانواده نهاده شده است؛ اگر خیانت در خانواده شکل بگیرد شخص اطمینان خویش را به جامعه بزرگ‌تر از دست می‌دهد و بر این گمان می‌رود که همه اهل خیانت هستند و می‌بایست به آنان همان گونه که هستند برخورد کرد؛ از این روست که بنیاد اجتماع از درون خانواده فرو می‌پاشد. این گونه است که مساله امانت نسبت به همسران به ویژه از سوی زنان مورد تاکید ایات قرآنی است.

خداوند از مرد و زن خواسته است که نسبت به هم وفادار باشند و خیانت نورزند ؛ زیرا خیانت به همسر نه تنها خیانت به خود می‌باشد بلکه خیانت به جامعه نیز محسوب می‌شود و جامعه را از درون فرو می‌پاشد و اطمینان و اعتماد عمومی را سلب می‌کند. آیه ۵۲ سوره یوسف از تجاوز به ناموس مردم به عنوان خیانت به آنان یاد می‌کند و تبیین می‌کند که اگر زنی خود را در اختیار غیر همسر قرار دهد در حقیقت به شوهر خویش خیانت کرده است.

با توجه به مطالب فوق می شود به این نتیجه رسید که اینترنت همان اندازه که می تواند مفید باشد، استفاده نادرست از آن می‌تواند بسیار خطرناک باشد و یکی از استفاده های نادرست از اینترنت چت کردن و گفتگوی با نامحرم است که بسیاری از اوقات به گناهان بسبار خطرناکی تبدیل می شود.

----------------------------

پی نوشت:

[۱]. «وَ ما أُبَرِّئُ نَفْسی‏ إِنَّ النَّفْسَ لَأَمَّارَةٌ بِالسُّوءِ إِلاَّ ما رَحِمَ رَبِّی إِنَّ رَبِّی غَفُورٌ رَحیمٌ». [سوره یوسف آیه ۵۳]
[۲]. «إِنَّ لِكُلِّ مَلَكٍ حِمْىً وَ إِنَّ حِمَى اللَّهِ مَحارِمُهُ فَمَنْ وَقَعَ حَوْلَ الْحِمَى یوْشَكَ أَنْ یَقَعَ فِیه». [وسائل الشیعه»، جلد ۲۷، صفحه ۱۶۷، حدیث ۳۳۵۰۷]
[۳]. ذَلِكَ لِیعْلَمَ أَنِّی لَمْ أَخُنْهُ بِالْغَیبِ وَأَنَّ اللَّهَ لَا یهْدِی كَیدَ الْخَائِنِینَ [سوره یوسف آایه ۵۳] این سخن را بخاطر آن گفتم تا بداند من در غیاب به او خیانت نکردم؛ و خداوند مکر خائنان را هدایت نمی‌کند!





نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
چهارشنبه 16 بهمن 1392

نویسنده مطلب :   پــــر پـــــرواز          
--------------------------------------------------↓





کـــدام جــمـعـه‌ مـــوعـــود می‌زنـی لـبـخـنـد
بـه این جـهـان کـه پـر از قـحطی تبسم شد؟

بــرای آمــدنـت جـــمــعــه‌ای مـعـــیــن کـــن
کـه هـفتـه‌ها همـه‌شـان خـالی از تـرنـم شد








نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :

نویسنده مطلب :   زهــــرا شیرعلی نیا          
--------------------------------------------------↓



دلم قرار نمی گیرد از فغان بی تو

                   سپندوار زکف داده ام عنان بی تو

گزاره غم دل را مگر کنم چو امین

                   جدا ز خلق به محراب جمکران بی تو



 لینک کلیپ تصویری به طه به یس2

http://uploadyar.com/downloadf-d125737da5ad1-wmv.html




نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :

نویسنده مطلب :   محمدجواد میرزابیگے          
--------------------------------------------------↓



دعای «اللهم کن لولیک» دعای سلامتی امام زمانعجّل الله فرجههست نه دعای فرج !

 که متأسفانه به اشتباه رایج تبدیل شده و به این دعا گفته می شود دعای فرج ،

firouzi.org  دعای«اللهمّ کن لولیّک» دعای سلامتی است نه دعای فرج/متن دعای فرج و سلامتی امام زمان/چند روایت جالب در خصوص اثرات دعای فرج
 یکی از اولیاء الهی می فرمود این هم یکی از حربه های موذیانه ی شیطان رجیم هست
 که این دعا به نام فرج خوانده شود تا شیعیان کمتر دعای فرج واقعی را بخوانند
 و در فرج و آمدن حضرت ولی عصر عجل الله فرجه تعجیل نگردد !!!!!!


دعای فرج  امام زمان :

إِلَهِی عَظُمَ الْبَلاءُ وَ بَرِحَ الْخَفَاءُ وَ انْکَشَفَ الْغِطَاءُ وَ انْقَطَعَ الرَّجَاءُ وَ ضَاقَتِ الْأَرْضُ وَ مُنِعَتِ السَّمَاءُ وَ أَنْتَ الْمُسْتَعَانُ وَ إِلَیْکَ الْمُشْتَکَى وَ عَلَیْکَ الْمُعَوَّلُ فِی الشِّدَّةِ وَ الرَّخَاءِ اللَّهُمَّ صَلِّ عَلَى مُحَمَّدٍ وَ آلِ مُحَمَّدٍ أُولِی الْأَمْرِ الَّذِینَ فَرَضْتَ عَلَیْنَا طَاعَتَهُمْ وَ عَرَّفْتَنَا بِذَلِکَ مَنْزِلَتَهُمْ فَفَرِّجْ عَنَّا بِحَقِّهِمْ فَرَجا عَاجِلا قَرِیبا کَلَمْحِ الْبَصَرِ أَوْ هُوَ أَقْرَبُ یَا مُحَمَّدُ یَا عَلِیُّ یَا عَلِیُّ یَا مُحَمَّدُ اکْفِیَانِی فَإِنَّکُمَا کَافِیَانِ وَ انْصُرَانِی فَإِنَّکُمَا نَاصِرَانِ یَا مَوْلانَا یَا صَاحِبَ الزَّمَانِ الْغَوْثَ الْغَوْثَ الْغَوْثَ أَدْرِکْنِی أَدْرِکْنِی أَدْرِکْنِی السَّاعَةَ السَّاعَةَ السَّاعَةَ الْعَجَلَ الْعَجَلَ الْعَجَلَ یَا أَرْحَمَ الرَّاحِمِینَ بِحَقِّ مُحَمَّدٍ وَ آلِهِ الطَّاهِرِینَ




متن کامل دعای سلامتی امام زمان عجل الله فرجه :

«اللّهُمَّ کُنْ لِوَلِیِّکَ الْحُجَّةِ بْنِ الْحَسَنِ صَلَواتُکَ عَلَیْهِ وَ عَلى آبائِهِ فی هذِهِ السّاعَةِ وَ فی کُلِّ ساعَةٍ وَلِیّاً وَ حافِظاً وَ قائِدا ‏وَ ناصِراً وَ دَلیلاً وَ عَیْناً حَتّى تُسْکِنَهُ أَرْضَک َطَوْعاً وَ تُمَتِّعَهُ فیها طَویلاً»





نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :

نویسنده مطلب :   افسران نویسنده          
--------------------------------------------------↓

امروز سر چهار راه کـتـک بـدی از یـک دختـر بچـه ی هفـت سـالـه خـوردم !

 اگه دل به درددلم بدین قضیه دستگیرتون میشه ...

پشت چراغ قرمز تو ماشین داشتم با تلفن حرف میزدم و برای طرفم شاخ و شونه میکشیدم که نابودت میکنم ! به زمینو زمان میکوبمت تا بفهمی با کی در افتادی! زور ندیدی که اینجوری پول مردم رو بالا میکشی و... 

خلاصه فریاد میزدم که دیدم یه دختر بچه یه دسته گل دستش بود و چون قدش به
پنجره ی ماشین نمی رسید هی می پرید بالا و میگفت آقا گل ! آقا این گل رو بگیرید...


منم در کمال قدرت و صلابت و در عین حال عصبانیت داشتم داد میزدم و هی هیچی نمیگفتم به این بچه ی مزاحم! اما دخترک سمج اینقد بالا پایین پرید که دیگه کاسه ی صبرم لبریز شد و سرمو آوردم از پنجره بیرون و با فریاد گفتم: بچه برو پی کارت ! من گـــل نمیخـــرم ! چرا اینقد پر رویی! شماها کی میخواین یاد بگیرین مزاحم دیگران نشین و ... 

دخترک ترسید و کمی عقب رفت! رنگش پریده بود ! وقتی چشماشو دیدم ناخودآگاه ساکت شدم! نفهمیدم چرا یک دفعه زبونم بند اومد! البته جواب این سوالو چند ثانیه بعد فهمیدم!


ساکت که شدم و دست از قدرت نمایی که برداشتم، اومد جلو و با ترس گفت:

 آقا! من گل نمیفروشم! آدامس میفروشم! 

دوستم که اونورخیابونه گل میفروشه! این گل رو برای شما ازش گرفتم که اینقد ناراحت نباشین! اگه عصبانی بشین قلبتون درد میگیره و مثل بابای من میبرنتون بیمارستان، دخترتون گناه داره ...


دیگه نمیشنیدم! خدایا! چه کردی با من! این فرشته ی کوچولو چی میگه؟!
حالا علت سکوت ناگهانیمو فهمیده بودم! کشیده ای که دخترک با نگاه مهربونش بهم زده بود، توان بیان رو ازم گرفته بود! و حالا با حرفاش داشت خورده های غرور بی ارزشمو زیر پاهاش له میکرد!


یه صدایی در درونم ملتمسانه میگفت: رحم کن کوچولو! آدم از همه ی قدرتش که برای زدن یک نفر استفاده نمیکنه! ... اما دریغ از توان و نای سخن گفتن!


تا اومدم چیزی بگم، فرشته ی کوچولو، بی ادعا و سبکبال ازم دور شد! اون حتی بهم آدامس هم نفروخت!

 هنوز رد سیلی پر قدرتی که بهم زد روی قلبمه! 

چه قدرتمند بود!همیشه مواظب باشید با کی درگیر میشید! ممکنه خیلی قوی باشه و بد جور کتک بخورید که حتی نتونید دیگه به این سادگیا روبراه بشین ...





نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :

نویسنده مطلب :   افسران نویسنده          
--------------------------------------------------↓

دریافت | حتما بشنوید ؛ این فایل مربوط به حدودا یک هفته پیش هستش ..؛ این هم فایل کاملش برای دوستانی که نیاز دارند .

دریافت | این فیلم هم مربوط به شیخ عرعور(رهبر تروریست های سوریه ) هستش که به صراحت اعلام میکنه ما سپاه سفیانی هستیم! 

نبرد نهایی نزدیک است ان شاالله ../





نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :

نویسنده مطلب :   زهــــرا شیرعلی نیا          
--------------------------------------------------↓


مــرد برخلاف آنچــه ابتــدا تصـور مـی شـود

در عـمـق روح خـویـش،

از ابتــذال ِ زن و از تســـلیـم و رایــگانی ِ او

متـنـفــر است . . 


متفکر شهید، استاد مطهری

« کتاب حجاب » 





نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :

نویسنده مطلب :   زهــــرا شیرعلی نیا          
--------------------------------------------------↓




شاگردی از استـادش پرسیــد :

استــاد ، چکار کنم خواب امـام زمــان ارواحنافداه را ببینــم ؟

استــاد گفت : شب یــک غذای شور بخور ، آب نخور و بخواب ! 

شاگرد دستــور استــاد را اجرا کــرد و بــرگشت.

شاگرد : استــاد ، دیشب دائم خواب آب را می دیــدم.

خواب دیــدم بــر لب چاهی دارم آب می نوشم ، کنار نهر آبــی

در حال خوردن آب هستم،در ساحل رودخانــه ای مشغولِ . . . !

استــاد فرمـود : تشنــه آب بــودی خواب آب دیــدی

تشنــه امـام زمــان بشو تا خواب امـام را ببینــی . .





نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :

نویسنده مطلب :   زهــــرا شیرعلی نیا          
--------------------------------------------------↓



(( وَلاَ تَحْسَبَنَّ اللّهَ غَافِلاً عَمَّا یَعْمَلُ الظَّالِمُونَ إِنَّمَا یُؤَخِّرُهُمْ لِیَوْمٍ تَشْخَصُ فِیهِ الأَبْصَارُ ))

و هیچگاه خدا را از آنچه ستمکاران انجام می ‏دهند غافل مپندار جز این نیست
 که آنها را مهلت می‏ دهد برای روزی که چشم‏ها در آن روز (از هول محشر)
 خیره می‏ گردد.

آیه ۴۲ سوره ی ابراهیم. 




نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :


( کل صفحات : 64 )    ...   2   3   4   5   6   7   8   ...   

درباره وبسایت تـ ع ـجیل





گروه سایبری و امربمعروف تعجیل | TaaJiL






◄ موضوعـــــــات گروه تـ ع ـجیل ►
☼☼☼☼☼☼☼☼☼☼☼☼☼☼☼☼☼
 -----------------------------------
 ✔ اخبار ظهور                             
 
 ✔ آخرین تحولات دوران غیبت        
 
 ✔ دلنوشته های غـروب جمعه     
 
 ✔ ختم صلــوات جهت تـ ع ـجیل  
 
 ✔ مطالب مربوط به امام زمان عج  
 
 ✔ مهدی شناسی (شناخت امام) 
 
 ✔ ختم آیت الکرسی جهت تـ ع ـجیل

 ✔ آخرین سخنرانی های اساتید (رائفی پور, دکتر عباسی)
 
 ✔ شناخت فراماسونری, اُمانیسم, صهیونیزم, شیطان پرستی          
 
 
 
 -------------------------------------  
◄ موضوعـــــــات متفرقه ►
☼☼☼☼☼☼☼☼☼☼☼☼☼☼☼☼☼
 ----------------------------------------

 ✔ جنگ نرم 
 
 ✔ مطالب مناسبتی
 
 ✔ شهدا و فرهنگ شهادت           
 
 ✔ چادر حجاب برتر 
 
 ✔ ولایت و رهبری 
 
 ✔ نماز و آثار آن 
 
 ✔ قرآن کتاب هدایت 
 
 ✔ احادیث و ادعیه 
 
 ✔ مدیا مذهبی 
 
 ✔ جنگ سایبری
 
 ✔ اخبار داخلی و خارجی              
  
 ✔ تبادل لینک 12 گانه با پایگاههای ارزشی 
 
 ✔ ........ 
 
بشــــارت های ظهور


~-~-~-~-~-~-~-~-~-~-~-~

پخش آنلاین تمامی بشارت ها :


~-~-~-~-~-~-~-~-~-~-~-~
دانلود ام پی تری
تمامی بشارت ها :

بشارت اول
بشارت دوم
بشارت سوم
بشارت چهارم
بشارت پنجم



~-~-~-~-~-~-~-~-~-~-~-~


بشارت چهار


~-~-~-~-~-~-~-~-~-~-~-~


بشارت سه


~-~-~-~-~-~-~-~-~-~-~-~


بشارت دو


~-~-~-~-~-~-~-~-~-~-~-~


بشارت یک

آمار بازدید
  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
لینک 99 دوست آخر
تیم نویسندگی "گروه سایبری تعجیل" حضور شما رو در این پایگاه ارج مینهد.ء
نام و نام خانوادگی      
آدرس ایمیل      
ادیت قالب : mirzabeigi.com
کلیه حقوق این پایگاه برای تـ ع ـجیل | TaaJiL ( گروه سایبری و امر به معروف تعجیل ) محفوظ است